امان از مردان بدبین!
بعضی مردها به بیمارى بدگمانى و سوءظن مبتلا هستند. بىجهت نسبتبه همسرانشان بدبین هستند و درباره آناناحتمال خیانت می دهند.
هر مردی که بدین بیمارى خانمان سوز مبتلا شد زندگى را به خودش و خانوادهاش تلخ می کند. ایراد و بهانهجویى می کند.نسبتبه اعمال وحرکات همسرش به نظر بدبینى نگاه می کند و مانند سایه او را تعقیب می نماید.چون سوءظن دارد ، از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا می کند.
خانوادهای که به مرض بدگمانى مبتلا شوند ، آسایش وخوشى ندارند.آب خوش از گلوى هیچ کدامشان پایین نمىرود. مرد همانند یک پلیس مخفى دائما از اعمال و حرکات همسرش مراقبت می نماید. زنبیچاره هم ناچار است همانند یک متهم بیگناه همواره در شکنجه و عذابروحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى کند.بنیاد چنین خانوادهاىهمواره در معرض خطر قرار دارد .
مرد باید تعصبهاى غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار کند. نسبتخیانتبه کسى دادنموضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتى است.تا موضوع خیانتبا دلیل وشاهد قطعى به اثبات نرسد نمىتوان کسى را متهم کرد.
خداوند متعال درقرآن میفرماید:
اى کسانی که ایمان آوردهاید از بسیارى از گمانهاى بداجتناب کنید زیرا بعضی گمانها گناه است (1) .
خانوادهای که به مرض بدگمانى مبتلا شوند ، آسایش وخوشى ندارند.آب خوش از گلوى هیچ کدامشان پایین نمىرود.مرد همانند یک پلیس مخفى دائما از اعمال و حرکات همسرش مراقبت می نماید. زن بیچاره هم ناچار است همانند یک متهم بیگناه همواره در شکنجه و عذابروحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى کند . بنیاد چنین خانوادهاىهمواره در معرض خطر قرار دارد .
آقای محترم !
همسر شما اگر از مردى تعریف کرد دلیل آن نمىشود که به او دلبسته است.
اگر کمتر از سابق اظهار محبت می کند دلیل آن نیست که نسبت به دیگرى دلبسته است.شاید از شوهرش دلخورى داشته باشد.
شاید غم وغصهاى به دل داشته باشد ، شاید بیمار باشد.شاید در اثر بىتوجهى و عدماظهار محبت شوهرش، نسبتبه زندگى دلسرد شده باشد.
آقاى محترم!
دست از سوءظن بردار.مانند یک قاضى با انصاف در محکمه داورى بنشین و ادله و شواهد احیانا خیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسى کن و مقدار دلالت آنها رابسنج و ببین آیا قطعى هستند یا ظنى یا احتمالى؟
من نمی گویم بىغیرت باش بلکه می گویم:
به هر دلیلى بهمقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر.چرا براى بعضى توهمات بیجا و شواهد پوچ زندگى را به خودت و خانوادهات تنگ می کنى؟ اگر کسى باهمین قبیل شواهد خیالى خودت را متهم سازد چه حالى پیدا می کنى؟ چراانصاف و وجدان ندارى؟
مواظبباش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى.زیرا این عمل افراد صحیحرا به سوى فساد و افراد پاکدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت .
چرا آبروى خودت و همسرت را میریزى؟
حضرت على علیه السلام به فرزندش امام حسن فرمود: مواظب باش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى. زیرا این عمل افراد صحیحرا به سوى فساد و افراد پاکدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت (2) .
اگر نسبتبه همسرت بدبین هستى مطلب را با هر کس در میاننگذار زیرا ممکن است در اثر دشمنى یا نادانى یا تظاهر به خیرخواهى،بدون دقت و بررسى،عقیده ی تو را تایید نمایند بلکه شواهد بىاساس دیگرىرا بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدین وسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.
اگر خواستى از راهنماییهاى دیگران استفاده کنى بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبتاندیش مشورت کن.بهتر ازهمه این که نسبتبه هر یک از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستى مطلب را با صراحت با خودش در میان بگذار و توضیح بخواه.لیکن منظورتاین نباشد که مطلب را به اثبات برسانى.
پی نوشت :
1-سوره حجرات آیه 12.
2-بحار جلد 103 ص 252
تفاوت افسردگی در زنان و مردان
پیشینیان،” افسرده جانی “ را یک مرض زنانه می پنداشته . ممکن است این باور دیرین ، برخی مردم را از تشخیص نشانه ها و انتخاب روش درمانی مناسب باز دارد.
در واقع، افسرده دلی، هر دو جنس زن و مرد را مبتلا می سازد، پیوندها را می گسلد و مانع کار و فعالیت های روزانه آن ها می شود. علایم شوریده حالی در آنان همسان است، و به طرز متفاوتی بیان می شود.
شایع ترین نشانه های افسرده دلی عبارتند از:
اعتماد به نفس اندک،
اندیشه ی خودکشی،
بی میلی به تلاش های معمولاً دلپذیر،
خستگی،
تغییر اشتها،
آشفتگی خواب،
بی احساسی و مشکلات جنسی مشتمل بر کاهش تمایل به آن.
بنا به دلایل متعدد، معمولاً علامت های افسردگی مردها را نمی توان باز شناخت. مردان ناراحتی های خویش را انکار می کنند، زیرا تصور همگان بر این است که اینان جنس قوی تری هستند.
بیان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده می شود. در نتیجه مردان به جای این که نشانه های وابسته به هیجانات را بر زبان جاری سازند، به احتمال زیاد از علایم جسمی افسردگی شان، هم چون احساس خستگی سخن می رانند. افسرده حالی در تمایل جنسی و عمل کرد آن اثر می نهد. مردها غالباً نمی خواهند کاستی های قوای جنسی خود را بپذیرند و به اشتباه حس می کنند که اشکالات موجود از این بابت، به جنسیت آنان بستگی د ارد، به خصوص زمانی که با یک اختلال پزشکی رو به رو می شوند.
نشانه های آشکار افسردگی زنانه را بهتر از افسردگی مردانه می توان دریافت، مردها کمتر علامت های ویژه ی دل افسردگی همانند گریه، اندوه باری و بی میلی به کارهای دلنشین قبلی را بیان داشته، یا به طور زبانی افکار مربوط به خودکشی را به گوش مخاطب می رسانند. در عوض مردها به احتمال زیاد احساسات شان را پنهان می کنند، لکن ممکن است تحریک پذیرتر و پرخاشگرتر باشند.
بنابه همین دلایل، بسیاری از مردان و نیز پزشکان و سایر کارشناسان و مراقبان بهداشت از تشخیص بیماری افسردگی درمی مانند. برخی از متخصصان بهداشت روانی نظر بر این دارند که اگر نشانه های افسرده تنی گسترش می یافت و شامل خشم، سرزنش و ناسزاگری می شد، امکان تشخیص افسردگی مردان میسر می شد .
افسرده حالی مردها، پیامدهای فراوانی دارد. براساس گزارش مرکز پیشگیری و مهار بیماری ها، سی دی سی ـ واقع احتمال خودکشی مردان آمریکایی چهار برابر بیش از زنان این سرزمین است.این آمار تکان دهنده حکایت از آن دارد که 80% کسانی که به این عمل مبادرت می ورزند، مردان هستند. هرچند شمار زنانی که در این وادی گام می نهند کم نیست، ولی بیشتر مردها هستند که به این وسیله به زندگی شان پایان می دهند. شاید علت این باشد که مردان برای پرداختن به چنین عملی، به شیوه های خطرناک دست می زنند یعنی مثلاً به جای مصرف زیاده تر از حد دارو ، به کاربرد سلاح متوسل می شوند.
و اما چرا افسردگی مردان متفاوت است؟
آگاهی از طرز پرورش و رفتار مردها در جامعه، در تشخیص و مداوای افسردگی شان اهمیت به سزایی دارد. پریشان حالی اینان اغلب از انتظارات فرهنگی شان سرچشمه می گیرد. همه می پندارند که مردان کامیاب اند. آن ها باید جلوی هیجانات خود را بگیرند و تحت نظر باشند. این گونه فرهنگ قادر است برخی از علایم واقعی افسردگی را پنهان ساخته و در عوض پرخاشگری و خشم را (که رفتار پسندیده تر به نظر می آید) پیشه کنند.
افزون بر این، معمولاً برای مردها، از عهده ی نشانه های افسردگی برآمدن، طاقت فرساست. ایشان ترجیح می دهند که با علایمی از این دست، مردانه برخورد کنند. این نگرش، هنوز بر بسیاری از نهادهای مرد سالار نظیر ارتش و ورزش حکم فرماست. در محیط های ارتشی و ورزشی به مردها می آموزند که سختی و پایداری به مفهوم برتافتن و کنار آمدن با درد جسمی بوده و تسلیم پریشانی عاطفی شدن، جزء محرمات است. مردها به جای یاری جویی که به زعم آنان، نمایانگر ضعف و زبونی است، بیشتر به خودکشی روی می آورند تا، به این خیال خام بر افسردگی چیره شوند.
آیا افسردگی مردان، درمان پذیرست؟
افزون بر 80% مردان و زنان افسرده خاطر را می توان به طور موفقیت آمیزی با داروهای ضد افسردگی و روان درمانی یا توأماً معالجه کرد.
تأثیر مصیبت و داغدیدگی در افسردگی
برداشت مردان از مرگ، با زنان متفاوت است. امکان دارد این موضوع به باور آنان مربوط باشد که می پندارند باید در صورت بروز مصیبت دل قوی داشته باشند و دیگر این که هیجان نمایی، نشانه ی ضعف و ناتوانی است.
مردها تمایل دارند مسئولیت کامل داغدیدگی را به عهده گیرند و غم و اندوه شان را فرو نشانند، پژوهش ها حاکی از آنند که این سرکوبی و پنهان سازی زمان غمناکی را افزون ساخته و به عوارضی مانند تشدید غضبناکی، پرخاشجویی و سوی استعمال موادمخدر می انجامد. نشانه های جسمی احتمالاً شامل افزایش میزان کلسترول، زخم ها، پرفشاری خون و پریشان احوالی است. از آن جا که بسیاری از مردان در بیان آشکار احساسات شان ناتوانند، بنابراین با پرداختن به فعالیت های بیشتر مثل اضافه کاری کردن یا به سفرهای کاری رفتن، می توانند اوقات زندگی خود را سپری کنند.
ایشان ممکن است به رفتارهای مخاطره جویانه هم چون ورزش های خطرناک دست برنند. پاره ای رفتارهای اعتیادآور چون باده نوشی یا سوی مصرف موادمخدر، در نتیجه ی اندوه نهان، شدت می یابند.
منبع: www.motaharfamily.com
جور دیگر باید دید
در این مقاله قصد داریم تا شما را با چندین نکته از زندگی مردان آشنا کنیم.
مردان از قبول بسیاری از رفتارهای خود گاهی سر باز میزنند و حتی تعبیر و تفسیر اینگونه برخوردها و بازتابها در مقابل همسرانشان، اندکی برایشان سخت و دشوار جلوهگر میشود! حال چطور میتوان مردان را مجاب ساخت تا بپذیرند آن چه را که نمیدانند و یا نمیخواهند که بدانند، و این مقولهای است که همیشه ذهن همسران این مردها را به خود معطوف داشته است. یقینا پذیرفتن برخی رفتارهای غیراصولی و غیرعلمی مردان، میتواند به آنان در جهت داشتن یک رابطه زناشویی زیباتر کمک نماید. اما یکی از پرسشهایی که میتواند در این راستا مطرح شود، این است که چرا مردها از اشتباه کردن بیزار و گریزانند؟
زنان باید کاملا دقت کنند که هنگام گفتگو درباره مشکلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند.
برای اینکه پی ببریم چرا مردان از اشتباه کردن بیزار و گریزانند باید به یک واقعیت مهم و اساسی اشاره کنیم و آن این است که وقتی مردی اشتباهی را مرتکب میشود، احساس گناه میکند، زیرا پی میبرد که نتوانسته، آن طور که باید، کارش را به خوبی و درستی به انجام برساند. اما آن چه در این بین مهم است اینکه گفتن واژه متاسفم یا ببخشید یا پوزش میخواهم، برای این مردان بسیار سخت و دشوار است! به عبارت دیگر، عنوان کردن متاسفم به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شکست آنان تلقی میشود! این نگرشی است که مردان برای خود در ذهن خویش خلق کردهاند. برای حل این مشکل زنان باید کاملا دقت کنند که هنگام گفتگو درباره مشکلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند. باید به این نکته توجه کنید که مردان از اینکه مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرند، بیزارند. مرد به زنی نیاز دارد که اشتباهاتش را به روی او نیاورد!
چنین زنی او را یاری و کمک میکند و مرد متوجه میشود که جایگاه ویژهای در نزد همسرش دارد، زن میخواهد مرد مورد علاقهاش در انجام برخی کارها کمکش کند، اما تصور مرد بر این است که شاید من توانایی انجام چنین کاری را ندارم! بنابراین معمولا مرد اشتباهات خود را نخواهد پذیرفت، چون فکر میکند با پذیرفتن و قبول کردن اشتباه خود، همسرش دیگر او را دوست نخواهد داشت. اما واقعیت امر این است که زن، مردی را بیشتر دوست دارد که اشتباهاتش را میپذیرد و به آنها پی میبرد.
یکی دیگر از پرسشهایی که معمولا برای خانمها مطرح میشود، این است که چرا مردها از نصیحت بیزارند؟
اساسا مرد نیاز دارد احساس کند که از عهده حل گرفتاریها و مشکلاتش برمیآید. برای مرد بحث درباره مشکل فردی با دیگران به معنای تحمیل باری بر دوش آنهاست! او حتی بهترین دوستش را با طرح مشکل خود به دردسر نمیاندازد، مگر اینکه فکر کند، دوستش راه حل بهتری دارد.
عنوان کردن متاسفم برای برخی مردان به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شکست آنان تلقی میشود!
توصیه مهم به خانمها
هرگز تا زمانی که مرد (شوهرتان) تقاضا نکرده، او را نصیحت نکنید. به او بگویید که به توانایی او در حل مسایل و مشکلاتش اطمینان کامل دارید! این مسأله مطابق همان نیاز مرد است که می خواهد مورد تایید قرار بگیرد.
وقتی زن تلاش میکند تا مرد را وادار به صحبت درباره احساس یا مشکلش کند، یقینا مقاومت از جانب مرد دو دلیل میتواند داشته باشد:
1- مرد چنین برخوردی را از سوی همسرش انتقاد و سرزنش برای خود تلقی میکند.
2- مرد تصور میکند که زنش او را فردی ناتوان شمرده و میخواهد راهحل بهتری به او ارایه نماید.
در واقع هدف زن، کمک به مرد برای رسیدن به احساسی بهتر میباشد. برای زن نصیحت کردن، نوعی ایجاد اعتماد و اطمینان در رابطه زناشویی است و به عنوان نشانهای از ضعف و سستی مرد تلقی نمیشود. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد لازم است تا آن دسته از آقایان که این گونه می اندیشند تغییراتی را در نوع نگرش و تفکرات خود بوجود آورند. بدون شک همه زنان دوست دارند که رابطه خوب و خوشایندی با مردان خود خلق کنند و بتوانند از آن لذت ببرند، نه اینکه خواستار پیدایش یک رابطه نامعقول و آزاردهنده باشند. هرگز تا زمانی که مرد (شوهرتان) تقاضا نکرده، او را نصیحت نکنید. به او بگویید که به توانایی او در حل مسایل و مشکلاتش اطمینان کامل دارید!
و کلام آخر اینکه:
اگر مردان در تنهایی خویش اندکی تفکر کنند، پی خواهند برد که آن چه همسرانشان از آنان میخواهند دلیل بر این نیست که آنان دچار ایراد و یا اشکالی هستند. تداوم و ماندگاری یک رابطه زناشویی پایدار در کنار یکدیگر شکل خواهد گرفت و زن و مرد به عنوان یک زوج در سایهسار عشق، همدلی، محبت، وفاداری و صداقت به دور از هرگونه حسادت و انتقاد، خواهند توانست روزهایی سرشار از شادکامی و صمیمیت را با هم سپری سازند و خاطرات خوب با هم بودن در افکار و زندگیشان نقش ببندد و جاویدان بماند.
«زندگی یعنی: تقسیم دلتنگیهای همیشه و هنوز با هم و برای هم».
منبع: فصل نامه خانواده سبز
چگونه می توانید برای همسرتان شوهری ایده آل باشید؟
یکی از مهارتهای اجتماعی در بهتر زیستن ما که نقش اساسی در خانواده داشته و به عهده مردان می باشد، شوهر خوب بودن برای همسر می باشد. زندگی شغلی شما آقایان ارتباط مستقیمی با زندگی شخصی و خصوصیات دارد. هر چه در خانه شادتر باشید و ارتباط بهتری با همسرتان داشته باشید، انرژی بیشتری دارید تا صرف کارتان کنید. ارتباط غلط با همسرتان، نیرویی را که برای موفق شدن در کارتان لازم است از وجودتان دور می کند و شما احساس می کنید که دست به هر کاری می زنید و وارد هر شغلی که می شوید دچار شکست می گردید. عقیده بر این است که برای بهتر زیستن در کانون گرم خانواده و ارتباطات اجتماعی در بین افراد خانواده بیشترین نقش را آقایان دارند. به همین خاطر لازم است آقایان با توجه به مشغله های فراوان در محیط خارج از خانه، فشار روحی برای کار بیشتر، توصیه زیر را برای بهتر بودن و بهتر زیستن به کار برند.
شوهران دوست دارند بدانند که چگونه می توانند خانه شان را نسبت به خودشان متعهد و علاقه مند نگه دارند. با رشد آگاهی شماست که متوجه می شوید نیازها و خواسته های زنان ممکن است با شما متفاوت باشد. با یاد گرفتن و اجرای فنون زیر شما دارای همسری شاد و دوست داشتنی، حامی، علاقمند و وفادار می گردید و تغییرات معجزه آسایی را در زندگیتان پدید می آورید.
1. همسرتان را با افراد دیگر مقایسه نکنید:
هیچ زمانی همسرتان را با دیگری، به ویژه نزدیکانتان مقایسه نکنید.
با این اعمال، شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. به طور مثال مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود. به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسرقبلی تان، دخترخاله تان، آن طور احساس کردن برای او خیلی سخت است، او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل کند و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانایی های خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست.
2. عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید:
زنان همیشه انتظار دارند که شوهرشان عشقشان را به صورت محسوس و ملموس نشان دهند. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون، «تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد». هدیه هایی که خانم ها دوست دارند شوهرشان به آن ها تقدیم کند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا، همراه با نامهای با دست خط خودتان، عطر، جوهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات و غیره. اگر امکان پیچیدن هدیه هست، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.
منبع: کتاب مهارتهای زندگی
پدرشدن به رشد مغز کمک می کند
تحقیقات اخیر روی مغز نشان می دهد که پدرشدن باعث تغییرات هورمونی شدیدی در مردان می شود که برای رشد آنها بسیار مفید است.محققین دریافته اند که قسمت اعظم مغز دارای گیرنده هایی است که این هورمون ها بر آنها تأثیرمی گذارند.
دانشمندان ساختار مغز سایر پستانداران از جمله بوزینه هایی را که به تازگی پدر شده بودند را مورد بررسی قراردادند و به این نتیجه رسیدند که انسان در میان سایر جانداران بیشترین احساس پدرانه را به نسل خود دارد.
پس از تحقیقاتی که بر روی مردان بعد از تجربه پدرشدن انجام شد، محققان دریافتند که تغییرات بنیادی در استخوان جلو و پوسته بوجود می آمد پیشین مغزناحیه ای در مغز که مربوط به کنترل برنامه ریزی و حافظه است
آزمایش ها نشان داد که در این نواحی مغز مردان، عصب ها رشد کرده و افزایش یافته بودند و شبکه ارتباطی بین آنها نیز گسترش یافته بود. البته این تحقیقات هم چنین مشخص نمود که ترشح شدید هورمون ها و تعداد گیرنده های آنها در مغز با بالا رفتن سن کودکان و استقلال یافتن آنان کاهش می یابد.
در هرصورت مطالعات نشان می دهد که پدر شدن باعث تغییرات بنیادی بر سطح ادراک و معرفت مغز انسان می شود و افزایش شبکه عصبی مغز تغییرات بسیار زیادی بر روی سیستم ارزشی مغز بوجود می آورد که مرد را تشویق به پذیرش قید و بندها و توجه به کودک خود می کند. /س
کار یا تفریح؟
شما بیشتر به کار مىپردازید یا تفریح؟ یا آن که همیشه تعادل را در یان میان حفظ مىکنید. براى آگاهى به این مسأله لطفاً به سئوالات آتى پاسخ دهید.
1- تعطیلات آخر هفته پیش را چگونه گذراندید؟
- مثل تمام هفته، فعالیت خاصى انجام ندادهام ( 1 )
- همراه خانواده و دوستان استراحت کردم ( 2 )
- استراحت کردم اما مجبور بودم بخشى از کارم را در خانه انجام دهم ( 3 )
- مثل همیشه سرکار بودم ( 4 )
2- آخرین بارى که به مسافرت رفتید چه زمانى بود؟
- در شش ماه گذشته ( 3 )
- در سال گذشته و قبل تر ( 4 )
- در هفته گذشته ( 2 )
- طى 24 ساعت گذشته ( 1 )
3- بیشتر وقت خود را با چه کسانى مىگذرانید؟
- دوستان ( 3 )
- پدر و مادر ( 1 )
- همسر ( 2 )
- رئیس و همکاران ( 4 )
4- کدامیک از موارد زیر بیشتر براى شما اتفاق مىافتد؟
- تا نیمههاى شب براى تفریح بیدار مىمانید ( 1 )
- نگران فردا صبح و قرارهاى کارى فردا مىباشید ( 2 )
- دلتان براى اتاقتان در خانه تنگ مىشود ( 3 )
- به خاطر ازدحام کارى مسایل دیگر را فراموش مىکنید ( 4 )
5- وقتى که براى تعطیلات، مرخصى گرفتهاید کدام یک بیشترین احتمال وقوع را دارد؟
- جواب مکالمات کارى را نمىدهید ( 1 )
- شماره موبایل را به همکارانتان مىدهید ( 2 )
- به فکر نقشههاى کاریتان هستید ( 4 )
- سعى مىکنید از مسایل محل کارتان خبر بگیرید ( 3 )
6- آخرین بارى که خریدى انجام دادید:
- تلفنى اجناس خریدارى شده براى شما ارسال شده ( 3 )
- آنقدر مشغول بودهاید که دوستانتان براى شما خرید کردهاند ( 4 )
- بعد از آن نیز براى تفریح با دوستانتان بیرون رفتید ( 1 )
- دقت کافى براى انتخاب آنچه مىخواستید اختصاص دادید ( 2 )
7- چند ساعت در هفته کار مىکنید؟
- 16 ساعت ( 1 )
- 17 تا 35 ساعت ( 2 )
- 36 تا 47 ساعت ( 3 )
- 48 ساعت یا بیشتر ( 4 )
8- وقتى با دوستانتان هستید درباره چه مسایلى بیشتر گفت و گو مىکنید؟
- مسایل شخصى ( 2 )
- تفریح ( 1 )
- مسایل اقتصادى ( 3 )
- کار و برنامه کارى ( 4 )
جمع بندى امتیازات:
اکنون امتیازات داده شده را محاسبه و آنها را با هم جمع کنید.
ارزیابى خودتان:
اگر جمع امتیازات شما از (8 تا 11 امتیاز) باشد:
شما از آن گروه افرادى هستید که به نظرشان کار کردن بیهوده و بىفایده است. به نظر شما زندگى بیش از آن ارزش داد که لحظاتش را با کار کردن هدر دهید. مهم این است که خوش بگذرانید و لحظاتى به یاد ماندنى داشته باشید. اما یک مطلب را به یاد داشته باشید کار کردن جوهر انسان است و ما براى داشتن فرداهایى بهتر مجبور هستیم که فعالیتى هدفمند داشته باشیم که بى شک آرامش و آسایش ما حاصل این فعالیت باشد.
سعى کنید همیشه تعادلى بین کار کردن و تفریح برقرار کنید که این رمز و راز موفقیت در زندگى است.
اگر جمع امتیازات شما از (12 تا 15 امتیاز) باشد:
به نظر مى رسد شما نگرش منفى نسبت به کار کردن نداشته باشید اما چندان هم براى موفقیت و پیشبرد کارتان انرژى صرف نمىکنید و نکته مهم هم در همین جا نهفته است، اگر کارتان را با انرژى بیشترى انجام دهید هم علاقه بیشترى به آن پیدا مىکنید و هم پیشرفت فزایندهاى در زندگى خواهید داشت.
به قول نیمایوشیج: باید از چیزى کاست تا به چیزى افزود!
شما هم براى دستیابى به موفقیت باید به امور مهم ترى بپردازید!
اگر جمع امتیازات شما از (16 تا 22 امتیاز) باشد:
موقعیت و نگرش فعلى شما نسبت به کار و استراحت یک نگرش متعادل است. شما روشى آگاهانه و متعادل دربارهى کار و تفریح دارید و این مهم یکى از مسایل اساسى براى دستیابى به موفقیت در زندگى مىباشد.
شما هیچ گاه نه در تفریح زیاده روى مىکنید و نه در کار کردن! از این بابت به شما تبریک مىگوییم و روزهاى سبزى را برایتان مىطلبیم.
اگر جمع امتیازات شما از (23 تا 28 امتیاز) باشد:
فعالیت کارى شما بیش از حد معمول است و براى شما کار کردن اهمیت خاصى دارد، شما انرژى زیادى براى کارتان صرف مىکنید حتى در زمانى که به تفریح مىپردازید کماکان ذهن شما به کار مىاندیشد حتى وقتى حضور فیزیکى در محل کارتان ندارید تمام ذهن شما در محل کارتان قرار دارد.
به یاد داشته باشید: که زندگى موفق حاصل تعادل میان کار و تفریح مىباشد و مطمئن باشید همانطور که فعالیت و کار کردن براى زندگى موثر و مفید مىباشد زیاده روى در هر یک نیز باعث نقصان در امور و عدم دستیابى به موفقیت مىگردد.- اگر جمع امتیازات شما از (29 تا 32 امتیاز) است:
همین حالا دست از کار بکشید!
البته باعث حیرت و تعجب است که شما فرصتى کردید تا همین آزمون را مطالعه کنید! شما کار نمىکنید! بلکه خود و زندگى را فداى کار کردن مىکنید! شما آنقدر انرژى براى کار کردن تلف مىکنید که قدرت هیچ عملى را در آینده نخواهید داشت.
به خاطر بسپارید: که اگر فعالیت کاریتان را کم نکنید باید منتظر حضور بیمارى و در نهایت عمرى کوتاه و بىحاصل باشید.
این همه را به یاد داشته باشید: که موفقیت میوهى درخت تعادل است!
اکنون انتخاب با خود شماست!
وظایف و مسئولیت های پدر در تربیت فرزند
با عنایت به این که بیشتر متخصصان تعلیم و تربیت به نقش مادر در تربیت فرزند پرداخته اند و نقش پدر با وجود اهمیت بسزایی که در رشد و تربیت فرزند دارد کمتر به آن توجه شده است .در این مقاله سعی گردیده به مهم ترین وظایف و مسئولیت های پدران در تربیت فرزندان پرداخته و اشاراتی به آموزه های دینی در این زمینه خواهیم نمود. برای واژه تربیت معانی گوناگونی در فرهنگ لغات ذکر شده است ، از جمله ؛ پروردن ، پروراندن ، پرورش ، تهذیب و غیره می باشد . ولی آنچه بیشتر در معنای تربیت ذکر شده همان پروراندن و ادب و اخلاق را به کسی یاد دادن است .
هدف از تربیت ، پرورش صحیح و یاد دادن آداب نیکو به فرزند است یعنی کودک را به گونه ای تربیت کنیم که بتواند به راه صحیح قدم گذاشته و آداب و اخلاق و رفتار منطقی داشته باشد و برای جامعه و نیز پدر و مادرش در دنیا و آخرت مفید باشد. و لذا تربیت صحیح فرزند برای پدر و مادر نوعی «باقیات الصالحات» است و چراغ این باقیات الصالحات هرگز خاموش نمی شود . سید الساجدین (علیه السلام) امام بزرگوار در صحیفه سجادیه می فرماید : (1)
«خدایا مرا در تربیت فرزندان خود و نیکی کردن به آنها کمک کن .»
عوامل مؤثر در تربیت
این عوامل به دو دسته کلی ؛ عوامل انسانی و غیر انسانی تقسیم می شوند .
منظور از عوامل غیر انسانی؛ عوامل جغرافیایی ، طبیعی و غیره می باشد.
عوامل انسانی مؤثر در تربیت عبارتند از :
الف) مادر ؛
ب) پدر؛
ج) خواهر و برادر بزرگتر؛
د) معلم و اعضای مدرسه؛
هـ) دوستان و معاشران؛
و) افراد اجتماع؛
ز) خویشان و بستگان ؛
ح) رهبران اجتماع؛
که به اختصار به توضیح و تبیین آنها می پردازیم .
الف) مادر
مادر هم از نظر وراثت و هم محیط به دلیل آن که کودک مدت زمان بیشتری با او است تأثیر بسزایی بر فرزند خواهد داشت . از طریق وراثت ، برخی از صفات ارثی از طریق ژن های مادر به کودک منتقل می شود و همچنین فرزند نه ماه در رحم مادر قرار دارد که غذای مادر ، سلامتی یا بیماری او بر کودک اثر گذار خواهد بود .
پس از تولد نیز کودک مدت ها در آغوش مادر است و اولین کلمات را مادر به او یاد می دهد.
ب) پدر
پدر از نظر کودک مظهر قانون و عدل و انصاف است و می تواند پناهگاه خوبی برای خانواده باشد . مشی پدر ، مهر و انصاف و نیز ظلم و ستم و قدرت پدر در رفتار و آینده اش اثر می گذارد .
توجه به پاک زادگی فرزند یکی از بهترین راههای حفظ انتساب فرزند به پدر و و دقت کامل در این باره است ، چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : (2)
«آنان را به انتساب به پدرشان بخوان .»
دنیای غرب گاهی انتساب فرزند به مادر را هم کافی می داند و از نظر تربیت صحیح گرفتار دشواری های اساسی است و راز عدم دلبستگی فرزندان به خانواده به ویژه پدر به فرزندان را می توان در همین مسئله جویا شد که آثار منفی بی شماری را در زندگی پدر و فرزند، به ارمغان می آورد و نتایج منفی آن در زندگی دو طرف ، انکار ناشدنی است . (3)
ج) خواهر و برادر بزرگتر
اگر در خانه ای کودک 3 یا 4 ساله ای باشد و نوزادی به دنیا آید ، چون توجه پدر و مادر بیشتر به سمت نوزاد است در کودک این احساس به وجود می آید که بین او و نوزاد تازه متولد شده تبعیض قرار داده اند و این تصور در او اثر سویی خواهد گذاشت . بنابراین بایستی قبل از این که نوزاد به دنیا بیاید کودک را آماده نمود و همچنین پیش او به نوزاد زیاد توجه ننمود و در ضمن برخی از مسئولیت های نوزاد را به کودک بزرگتر داد و از طریق مهر و محبت به کودک بزرگتر ، دوستی را بین آنان تقویت کرد .
و در این باره تبعیض و تفاوتی میان فرزندان نگذاریم و همه را به یک اندازه دوست بداریم .
د) معلم و اعضای مدرسه
مدرسه خانه دوم کودک است . اخلاق و رفتار معلم ، طرز فکر او ، سطح فرهنگی و غیره همه در کودک تأثیر گذار است . اگر معلم از نظر دینی و مذهبی و نیز نحوه صحیح رفتار و آداب معاشرت دچار مشکل باشد، کودک نیز از او تأثیر منفی می گیرد.
هـ) معاشران
معاشران گروهی هستند که ممکن است که هم سن کودک یا بزرگتر از او باشند ولی با او رفت و آمد می کنند . با هم بازی می کنند و در مدرسه کنار هم می نشینند. بررسی ها نشان می دهد که کودکان تحت تأثیر معاشران قرار می گیرند و حتی این تأثیر در سه مورد بیشتر از والدین است.
1- زمانی که خانواده از محلی به محل دیگر کوچ می کند.
2- زمانی که کودک در مرز نوجوانی و بلوغ قرار می گیرد .
3- مواقعی که در خانواده آشفتگی و درگیری وجود دارد .
و) افراد اجتماع
در روابطی که کودک (فرزند) با افراد اجتماع دارد ، از آنها تأثیر می گیرد و اگر آنها افراد سالمی باشند تأثیری که کودک می گیرد درست و اگر بالعکس باشد تأثیر منفی در پی خواهد داشت .
ز) خویشان و بستگان
برخی مواقع بستگان ممکن است تأثیر بیشتری نسبت به والدین بر فرزند داشته باشند مثلا دایی ، عمو ، خاله ، عمه و غیره . به دلیل آن که گاهی تحصیلات بالاتری دارند، سطح اقتصادی آنان بالاتر است ، موقعیت اجتماعی برتری دارند و دلایل دیگر ممکن است تأثیر گذارتر بر کودک باشند.
ح) رهبران اجتماع
منظور از رهبران اجتماع کسانی هستند که در جامعه نقش مهمی را ایفا می کنند. و امور مختلف مردم به وسیله آنها هدایت می شود مانند پلیس ، اگر کودک از یک پلیس تخلفی را ببیند روشن است که نسبت به پلیس و جامعه بدبین می شود .
شأن و مقام پدر
زحماتی که هر پدری متقبل می شود، از یک سو وظیفه دینی و از سوی دیگر وظیفه اخلاقی است . از نظر دینی کودکان بر گردن پدر حقوقی دارند. که در منابع دینی مفصل بیان شده است . از نظر اخلاقی نیز کودکان در حقیقت همانند مهمان هایی هستند که به دعوت پدر و مادر بر سر این سفره که همان خانواده است حاضر شده اند . حالا که حضور پیدا کرده اند ، پدر بیش از همه وظیفه دارد از این مهمان ها به خوبی و به وجه شایسته و نیک پذیرایی کند . رسول گرامی (ص) فرمودند:
«الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله ؛ آن کس که برای خانواده اش تلاش کند ، همانند مجاهد نستوه و در حال جهاد است» جهاد کردن فقط در هنگام نبرد و جنگ نمی باشد . بلکه تلاشی که پدر برای کسب لقمه حلال برای خانواده اش انجام می دهد نیز مانند جهاد است و خداوند اجری که به مجاهدین فی سبیل الله می دهد همان اجر را به پدر نیز می دهد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند : (4) «لقمه حرام و ناپاک را به خانه نبرید .»
یک پدر نمونه ، پدری است که افزون بر آموزش اخلاق و رفتار خوب به فرزندان بتواند روزی خانواده اش را نیز از راه حلال به دست آورد . زیرا این روزی حلال در سرنوشت فرزندان بسیار مؤثر است . اگر دعایی را که فرزندان می کنند ، برآورده شود تا حد زیادی در اثر همین روزی حلالی است که پدر برایشان آورده است و لذا فرزندان همیشه باید قدردان چنین پدری باشند .
اسلام و احترام پدر
اسلام برای پدرانی که وظیفه ی خود را به درستی انجام می دهند ، ارزش و احترام خاصی قائل است. این ارزش و احترام به حدی است که در آیات قرآن پس از انجام وظیفه عبادت و احترام به خدا و اطاعت از فرمانش از لزوم احترام به والدین یاد شده است .
و لذا بر فرزندان لازم است که حکم پدر را رعایت کنند و بدون اجازه او ، جز در واجبات کاری انجام ندهند . همچنین فرزندان وظیفه دارند بال رحمت و عنایت خود را در زیر پای پدر و مادر بگسترانند و با دلسوزی و محبت در همه حال رعایت احترام آنها را داشته باشند . و از هر کاری که موجب تکدر خاطر آنها می شود حتی گفتن «اف» به شدت پرهیز کند .
تصور کودک از پدر
طفل از زمان تولد تا حدود دو ماهگی شدیدا وابسته به مادر است و مادر را مرکز آرزوها و آمال خود می داند . به تدریج که کودک وارد دو ماهگی می شود ، پدر وارد زندگی و ذهن و تصور او می شود. کودک این را در می یابد که پدر برای او پناهگاه است، معلم است، و رهبر و قانونگزار است . تصور این که پدر از مادر کم اهمیت تر است از جهاتی درست است اما در مواردی نیز نقش پدر مهم تر از مادر می باشد . تجسم عالم شعور ، مظهر عقل و دانش در خانواده در قبضه پدران است . و طفل پدر ر ا به این گونه می شناسد کودک به تدریج که بزرگتر می شود تصوراتی از پدر را در ذهن خود پرورش داده و آنها را پر و بال می دهد.
از جمله تصوراتی که کودک از پدر خود دارد عبارتند از :
الف) چهره برجسته ی خانواده
ب) همانندی با پدر
ج) ضامن رفع نیازها
د) عامل تأمین امنیت
هـ) مرکز دانایی و اندیشه
الف) چهره برجسته خانواده
در روانشناسی کودک و نیز اصول و مبانی تربیت فرزندان تصریح شده است که کودک در سن 3 -2 سالگی پدر را بزرگترین شخصیت و عاقل ترین افراد می داند. اگر کسی علیه پدر چیزی بگوید ، او از پدر خود دفاع می کند . کودک در خانه با پدر رفتاری رسمی دارد و بیشتر اوقات از کانال مادر با پدر ارتباط برقرار می کند.
ب) همانندی با پدر
از نظر روانشناسان ، کودک 6-3 ساله مخصوصا پسر بچه ها پدر را الگوی خود قرار می دهند . پدر از نظر کودک سمبل قدرت است . ضامن خانواده است و همه آرزوی کودک این است که مثل پدر باشد .
ج) ضامن رفع نیازها
پدر از نظر کودک ضامن رفع نیازهاست . هر چیزی را که اعضای خانواده احتیاج دارند ، پدر تهیه می کند . کودک در سایه پدر ، نیکو پرورش می یابد . هر چقدر سن کودک بیشتر شود ، دید او نسبت به توانمندی و ضمانت پدر بیشتر می شود به طوری که در سنین نوجوانی مادر را عامل مهر و محبت و پدر را عامل تأمین زندگی می داند.
د) عامل تأمین امنیت
اگر خطری برای کودک پیش آید در سنین خردسالی به مادرپناه می برد ولی از حدود چهارسالگی به بعد نوعا به پدرش پناه می برد و او را پناهگاه خود می داند.
هـ) مرکز دانایی و اندیشه
پدر نماینده دنیای خارج کودک است ، مرکز دانایی و آگاهی است . کودک گمان دارد که پدرش در همه اصول و قواعد داناست . حتی کودکانی که نسبت به پدر دید منفی دارند باز هم درباره پدر تعصب دارند و عقل و فکر او را تحسین می کنند.
حق تربیت فرزند
خانواده محیطی است که کودک به ناچار باید در آن زندگی کند. ضوابطی که در خانه حکم فرماست ، بر کودک تحمیل شده و او باید آنها را بپذیرد . تربیت کودک مهم ترین حق او در قلمرو زندگی می باشد. پدر در رابطه با تربیت کودک مسئولیت مستقیم دارد. باید فرزند را به گونه ای پرورش دهد که آراسته به اخلاق و رفتار اسلامی شود در آینده برای جامعه مفید واقع گردد .
وظایف اساسی پدر
یک پدر نمونه و شایسته دارای وظایف اساسی زیادی است که در این جا به سه وظیفه مهم اشاره می کنیم :
1) مدیریت صحیح زندگی و تعیین خط مشی ونظام آن ؛
2) تأمین نیازهای اعضای خانواده ؛
3) مسئولیت تربیت فرزندان ؛
اساس و دامنه حقوق کودک
روشن شد که پدر در رابطه با کودک مسئول است. مسئول سلامت جسم ، روان ، ذهن و غیره پس لازم است او را نیکو پرورش دهد ، نیکو ادب کند و برای فرزندان هیچ خدمت و سرمایه و هیچ بخشی بهتر از ادب و تربیت صحیح اسلامی نیست . چنان که برای پدر و مادر نیز هیچ وظیفه ای مهم تر از این نیست در دامنه ی حقوق مهم و اساسی فرزندان می توان موارد زیر را نام برد :
1) حق آموزش ؛
2) حق پرورش ؛
3) سایر حقوق .
دامنه پرورش نیز بسیار وسیع است و شامل همه ابعاد وجودی انسان می گردد .
1) پرورش بدن ؛
2) پرورش ذهن ؛
3) پرورش روان و ...
در جنبه بدن ، والدین وظیفه دارند در جهت رشد و پرورش بدن فرزندان خود و نیز شادابی و سلامت آنان و محافظت از بیماری ها و غیره بکوشند و از هیچ تلاشی دراین جهت فروگذار نکنند .
در جنبه ذهن : والدین وظیفه پرورش ذهن ، تخیل ، هوش فرزندان رابه عهده دارند . مسئله پرورش ذهن و شکوفا ساختن استعدادها اگر از رشد و سلامت جسم مهم تر نباشد مسلم کمتر نیست والدین با شیوه های درست باید بکوشند همه امکانات خود را در جهت بالندگی هوش و استعداد فرزندان خود بکار گیرند .
همچنین والدین وظیفه دارند به پرورش روح و روان کودکان توجه کنند مسائل مربوط به اندیشه های عالی و ملکات و فضایل اخلاقی و ارزش های متعالی اسلام مثل ایثار ، عدالت و غیره را به کودک یاد دهند.
تعلیم و تربیت
یکی از حقوق فرزندان ، تعلیم و تربیت است . قلب و روح هر کودکی که متولد می شود همچون آینه ای زلال و شفاف است . پدر و مادر می توانند باتربیت صحیح ، فرزندان را به سعادت برسانند و مواظب این باشند که فرزندان با عناصر ناباب آشنا نشوند . خداوند در سوره روم آیه 30 می فرماید : ـ«... فطرت الله التی فطر الناس علیها ... ؛ خداوند مردم را بر اساس فطرت خدایی آفریده است .» بنا بر فطرت توحیدی ، سعادت و هدایت در وجود طفل به ودیعه نهاده شده است و والدین گرامی نباید اجازه دهند که این فطرت از مسیر اصلی خویش که همان سعادت و هدایت است خارج شود. در روایات وارد شده که حق فرزند بر پدر این است که نام نیک برایش انتخاب کند و او را خوب تربیت کند و به او قرآن یاد دهد. (5)
البته پدر در رابطه با فرزند دارای وظایف و مسئولیت های فراوان دیگری هم می باشد از جمله : پرورش مذهبی که عامل مهمی برای سعادت افراد و بازدارنده آنان از عوامل خلاف و بزهکاری است . پدر باید شوق به کمال را در نهاد فرزندان قرار داده و موجبات تثبیت آن را فراهم کند. پدر در صورتی که می تواند باید از راه عرضه عقاید و افکار اسلام فرزندان خود را با آداب دینی آگاه نمایند و با عملکرد خود ، فرزندان رامتدین بار آورد . و در صورتی که نمی تواند از عالمان و معلمان و مربیان خوب و مراکز آموزشی شایسته کمک بگیرد . روشن است که پدر در این زمینه مسئولیت سنگین تری را بر عهده دارد و غفلت و سهل انگاری او در مورد رفتار فرزندان در آینده مشکل ساز خواهد بود. اگر پدری پایبند به اصول مذهبی باشد نوعا فرزندش نیز مقید به اصول مذهبی می شود ولی اگر پدری لاابالی باشد و انتظار داشته باشد که فرزندانش پایبند به اصول ارزشی و اخلاقی باشد ، این امکان پذیر نیست و انتظار بی جایی است زیرا فرزندان از پدر و مادر الگو برداری می کنند. وقتی الگوهایشان نامناسب باشند، مسلما راهشان صراط مستقیم نخواهد بود . البته در همه موارد این چنین نیست و گاهی ممکن است فرزند خود این اراده را داشته باشد که در صراط مستقیم قدم بر دارد و با توکل به خدا و استقامت و اراده محکم در این راه قدم بگذارد و موفق هم شود.
رشد فرهنگی
آگاهی های لازم و پرورش فرهنگی فرزندان نیز از وظایف والدین ، است . والدین معلم و راهنمای فرزند اند. هم در خانه ، همه اطلاعات مورد نیاز را به کودکان می دهند و هم وقتی به مدرسه می روند ، به ترمیم نقص ها و جبران کمبود ها در این رابطه می پردازند.
معرفی و توضیح فلسفه زندگی
اگر پدر همه فکر و ذکر خود را صرف رفع نیازهای جسمی کودک کند، وظیفه خود را ادا نکرده است. از وظایف عمده و اساسی پدر این است که به فرزند خود کمک کند تا هدف زندگی اش را بشناسد و برای اعمال و رفتارش دلایلی بیابد تا بداند که چرا زنده است ؟ چرا می میرد ؟ مشکلات چیست و چگونه می توان آنها را حل کرد.
نقش اجتماعی واخلاقی پدر
انسان موجودی اجتماعی است . به این معنا که در اجتماع زندگی می کند و در آنجا به مرحله رشد و کمال می رسد . اجتماع و فرهنگ در او مؤثر است و او می تواند تا حدود زیادی در اجتماع تأثیر گذار باشد . در آن تحول ایجاد کند . در سنین کودکی هیچ چیز بهتر از آموزش عملی نیست . پدر وظیفه دارد از راه عمل کردن به کودک یاد دهد که چگونه باشد و به چه صورتی عمل کند . در مواردی می تواند از داستان ها و قصه ها استفاده کند و به صورت غیر مستقیم فرزندان را آموزش دهد و گاهی نیز می تواند به صورت مستقیم آموزش دهد. توجه به این نکته ضروری است که راه آموزش در سنین مختلف یکی نیست . راه آموزش در خردسالان باید از طریق جملات کوتاه باشد و در پایان دوره کودکی می توان آموزش را با عمل ، آمیخته کرد .
دانستنی های اقتصادی و مالی
مسئله اقتصاد از مسائل مهم حیات انسان و از ضرورت های زندگی است . اهمیت اقتصاد در زندگی و سرنوشت آدمی ضروری است و چه مناسب است که پدر از همان کودکی به پایه گذاری و ایجاد شوق در این زمنیه در کودک بپردازد . تا در دوران جوانی سر باز نزند. فرزندان که به تدریج بزرگ می شوند باید با شغل پدر آشنا شوند و شغل پدر باید بر اساس ارزش و تقوایی که در آن وجود دارد مورد بررسی قرار گیرد ؛ نه بر اساس مقام و درآمد و این خود درسی برای فرزندان می باشد. از مسائل مهم در جنبه اقتصاد و تربیت اقتصادی آموزش ارزش پول و هدف و مقصد به دست آوردن آن است و کودک باید بداند که در سایه چه مقدار از کار و تلاش می توان چه مقدار پول را دریافت کرد و با آن تا چه حد می توان خرید کرد. همچنین لازم است که از همان کودکی انفاق کردن را به کودک یاد داد . در روایات اسلامی آمده است که اگر قصد داری انفاقی را انجام دهی به دست کودک خود بده که او با دست خود آن را به فقیر و مستمند بدهد . اخلاق انفاق ، از کودکی باید در ذهن فرزند القا شود و انفاق را منت نداند و اگر به فقیری چیزی بخشد خود را از فقیر طلبکار نداند . (6)
در محیط خانواده ، دلسوزی به فقرا ، خیرخواهی برای آنان ، مشارکت در امورات مربوط به آنها و غیره باید مورد عنایت و نظر باشد و هر کسی در هر سطح اقتصادی که باشد باید به میزان توانایی اش انفاق و احسان داشته باشد .
روش های عملی در تربیت
از روش های تربیتی قرآن این است که الگوها را معرفی می کند .
«لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم ا لاخر و ذکر الله کثیرا» (7) اولین الگو در تربیت فرزندان ، پدر و مادر هستند . اگر والدین معتقد به اجرای احکام الهی باشند بهترین تأثیر را خواهند داشت . امام کاظم (علیه السلام) فرمودند (8) : «رفتار کودکان در اثر رفتار درست والدین محفوظ می ماند» .
حفظ کرامت نفس فرزندان
عقیده روانشناسان این است که با احترام و محبت به کودک ، بسیاری از مشکلات کودک حل خواهد شد . نباید کودک را در مقابل دیگران کوچک شمرد یا تنبیه کرد و برای انجام خطاها ملامت نمود. (9)
لازم است والدین به هنگام پشیمانی فرزند از خطا، عذرش را بپذیرند و بی سبب او را تنبیه نکنند. بلکه با تشویق و صبر آنها را به صلاح دعوت کنند.
و نکته آخر آن که یک اصل کلی وجود دارد و آن این است که والدین ابتدا باید خویشتن را تربیت کنند. اگر والدین خودشان دارای صفات نکوهیده باشند ، نمی توانند در فرزندشان ، صفات پسندیده را به وجود آورند . قرآن در این باره می گوید : «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون» (10) آیا شما مردم را به نیکی امر می کنید ، در حالی که خویشتن را فراموش کرده اید . فرزندان ما هر گونه که باشند خوش رفتار یا بد رفتار ، راستگو یا دروغگو ، حسود یا خیرخواه همه این صفات را از پدر و مادرخود کسب کرده اند .
پی نوشت :
1 - (صحیفه سجادیه ، دعای 25)
2-ادعوهم لابائهم ، احزاب ، آیه 5 .
3-شفیعی مازندرانی ، راز خوشبختی و اعجاز ازدواج ، ص 48 .
4- (نهج البلاغه ، خطبه 151 ، فراز 16) .
5-شفیعی مازندرانی ، راز خوشبختی و اعجاز ازدواج ، ص 182 .
6-قائمی ، پرورش مذهبی کودک ، ص 74 .
7-احزاب آیه ی 21 .
8-یحفظ الاطفال بصلاح ابائهم (بحار ، ج 15 ، ص 178 ، شفیعی مازندرانی ، ص 195 .
9-چراغ چشم ، سیره و کلام پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) ، ص 163 .
10-بقره ، آیه ی 14 .
منابع :
1- اعتمادی ، راسخی ، اصول و فنون آموزش و پرورش ، تهران ، انتشارات آوای نور ، 1376 .
2-افروز ، غلامعلی ، چکیده ای از روانشناسی تربیتی کاربردی ، تهران ، انتشارات انجمن اولیا و مربیان ، 1372 .
3-برنارد ، اسپادک ، آموزش در دوران کودکی ، ترجمه محمد حسین نظری نژاد ، مشهد ، انتشارات آستان قدس ، 1372 .
4-جعفریان یسار ، حمید ، مبانی اصول فلسفه و مکاتب آموزش و پرورش ، قم ، انتشارات ظفر ، 1386 .
5-چراغ روشن ، عباس ، سیره و کلام پیامبر اعظم ، قم ، انتشارات تعلیم و تربیت اسلامی ، 1385 .
6- حجتی ، محمد باقر ، اسلام و تعلیم و تربیت ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1358 .
7- شریعتمداری ، علی ، اصول تعلیم و تربیت ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1385 .
8- شعاری نژاد ، علی اکبر ، فلسفه آموزش و پرورش ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، 1383 .
9- شفیعی مازندرانی ، محمد ، راز خوشبختی و اعجاز ازدواج ، قم ، انتشارات عطر آگین ، 1385 .
10- شکوهی ، غلامحسین ، مبانی و اصول آموزش و پرورش ، مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوی ، 1385 .
11- فرهادیان ، رضا ، مبانی تعلیم و تربیت در قرآن و احادیث ، قم، دفتر تبلیغات اسلامی ، 1378 .
12-قاضی ، قاسم ، آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی ، تهران ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، 1373 .
13 - قائمی ، علی ، پرورش - مذهبی کودک ، تهران ، انتشارات ارشاد اسلامی ، 1358 .
14-همان ، زمینه تربیت ، تهران ، انتشارات امیری ، 1368 .
15-برنارد ، اسپادک ، آموزش در دوران کودکی ، ترجمه محمد حسین نظری نژاد ، مشهد ، انتشارات آستان قدس ، 1372 .
16-مری ، شریدان ، بازی و رشد کودکان ، ترجمه رضا توکلی و همکاران ، تهران ، انتشارات رشد ، 1382 .
17-موریس ،دبس ، مراحل تربیت ، ترجمه دکتر علی محمد کاردان ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ، 1345 .
18- ویلیام ، سیرز ، نقش پدر در مراقبت و تربیت کودک ، ترجمه شرف الدین شریفی ، تهران ، نشر صابرین ، 1382