مشاوره و تربیت (جوانان و ازدواج)

مشاوره و تربیت (جوانان و ازدواج)
در گذشته، اغلب ازدواج ها بعد از بلوغ جسمى و جنسى دختر و پسر صورت مى گرفت که البته در بسیارى جهات پیامدهاى منفى در پى داشت، اما چون خانواده ها آنها را مورد حمایت مادى و معنوى قرار مى دادند، مشکلات عمده اى پدید نمى آمد; ولى امروزه مفهوم زندگى، گستره ى نیازها، ساختار و کارکرد خانواده و انتظارات متقابل زن و مرد از یک دیگر چنان متحول شده که بلوغ جسمى و جنسى به تنهایى نمى تواند جواب گوى نیازها و مسئولیت هاى یک زندگى مشترک باشد; لذا تعیین سن ازدواج نیاز به بازنگرى جدّى، عمیق و همه جانبه دارد. باید به متون دینى، تحقیقات روان شناختى، نیازهاى دوره ى جوانى و نیز به واقعیت هاى اجتماعى و فرهنگ حاکم بر جامعه توجه شود، تا سنّ مناسب ازدواج معیّن، و راهکارهاى لازم براى بهبود و اصلاح وضعیت کنونى ارائه گردد.
در این جا به پرسش هایى در این زمینه که حجة الاسلام والمسلمین شجاعى پاسخ گفته اند پرداخته مى شود.
نظر دین مقدس اسلام در مورد سن ازدواج چیست؟ در تعیین سن ازدواج دختران و پسران دو دیدگاه اصلى وجود دارد: یکى دیدگاه دینى و دیگرى دیدگاه روان شناختى که به گونه اى مکمل یکدیگرند. ما در این نوشتار، از دیدگاه دینى به این مسئله مى پردازیم.
قرآن و سن ازدواج در کلام خداوند سن معینى براى ازدواج مطرح نشده است، ولى از واژگانى چون «بلوغ»، «بلوغ حُلم»، «بلوغ نکاح» و «بلوغ اشدّ» مى توان به نحوى سن بلوغ و سنّ ازدواج را به دست آورد. شاید رساترین آیه در تعیین سنّ ازدواج این آیه ى شریفه باشد که مى فرماید:
(وَ ابْتَلُوا الْیَتامى حَتّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ)[1]; یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامى که بالغ شده و به نکاح تمایل پیدا کردند و آنان را به درک مصالح زندگانى خود آگاه یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.
شیخ طوسى در تفسیر آیه مى نویسد:
معناى بلوغ نکاح آن است که به مرحله ى توانایى بر همخوابگى و تولید نسل برسند، احتلام فعلى منظور نیست.[2] در تفسیر مراغى آمده است:
بلوغ نکاح رسیدن به سنى است که استعداد و آمادگى ازدواج حاصل شود و آن بلوغ حلم است. نوجوان در این حالت میل پیدا مى کند همسر و سرپرست خانواده باشد.[3] در برخى از احادیث نیز بلوغ نکاح به احتلام تفسیر شده است. در روایتى از امام صادق(علیه السلام)ذیل آیه ى 6 سوره ى نساء آمده است:
(من کان فى یده مالُ بعض الیتامى فلا یجوز له ان یعطیه حتى یبلغ النکاح و یحتلم)[4]; کسى که مال یتیمان نزد وى است، حق ندارد مال را در اختیار یتیم بگذارد، تا این که به بلوغ جنسى و احتلام برسد.
در این روایت بلوغ نکاح به احتلام تفسیر شده است.
خلاصه آن که، معیار سن ازدواج از نظر قرآن همان قدرت داشتن بر ازدواج، توانایى هم خوابگى و تولید نسل است.
سن ازدواج از نگاه روایات روایات در مورد تعیین زمان ازدواج، به دو دسته اند:
1. در برخى روایات به سن خاصى اشاره شده است; مانند این روایت از امام باقر(علیه السلام) که فرمودند:
دختر وقتى به سن نُه سالگى مى رسد از یتیمى بیرون مى آید و مى تواند ازدواج کند.[5] در جاى دیگر آمده است:
دختر وقتى به سنّ نه سالگى برسد و تزویج نماید، از یتیمى خارج شده و اموالش را مى توان به او واگذار نمود.[6] در احوالات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است:
ان رسول الله دخل بعایشه و هى بنت عشر سنین و لیس یدخل بالجاریة حتى تکون امرئةً[7]; پیامبر در حالى با عایشه ازدواج کرد که عایشه ده ساله بود و ایشان با دخترى ازدواج نمى کرد مگر این که بالغ باشد (و منظور از دختر ده ساله در این روایت، نُه سال تمام است).
و نیز امام باقر(علیه السلام) فرموده است:
لا یدخل بالجاریة حتى یأتى اما تسع سنین او عشرة سنین[8]; هم بستر شدن و ازدواج با دختر قبل از نُه یا ده سالگى جایز نیست.
2. برخى روایات بدون اشاره به سن خاصى، جوانان را در آغاز جوانى به ازدواج ترغیب مى کنند. در روایتى از امام صادق(علیه السلام)آمده است:
من سعادة المرء ان لاتطمث ابنته فى بیتِه;[9] از سعادت مرد (پدر) آن است که دخترش در خانه اش عده نشود. (قبل از این که عادت زنانه ببیند به خانه ى شوهر برود).
باید توجه داشته باشیم که این مجموعه روایات، بیش تر ناظر به تعیین سنّ ازدواج دختران است. یکى از راه هاى تعیین سنّ مناسب براى ازدواج پسران، مراجعه به سیره ى عملى ائمه ى اطهار(علیهم السلام)است.
سن ازدواج بر اساس سیره ى معصومین(علیهم السلام) شواهد تاریخى گواه است که امامان ما در سنین قبل از 20 سالگى ازدواج مى کردند. امام سجاد(علیه السلام) در سال 38 هـ ق متولد شد.[10] مورخین نوشته اند که امام باقر(علیه السلام) در سال 57 هجرى متولد شد و در ماجراى کربلا (سال 61) چهار ساله بود.[11] از این مطلب مى فهمیم که امام سجاد(علیه السلام)در حدود 18 سالگى ازدواج کرده است.
امام کاظم(علیه السلام) در سال 128 هـ ق و امام رضا(علیه السلام) در سال 148 دیده به جهان گشودند، نتیجه مى گیریم که امام کاظم(علیه السلام) قبل از 20 سالگى ازدواج کرده است.
امام جواد(علیه السلام) در سال 195 هـ ق و امام هادى(علیه السلام) در سال 212 دیده به جهان گشودند; نتیجه مى گیریم که امام جواد(علیه السلام) در موقع ازدواج کم تر از 17 سال داشته اند.
ـ امام هادى(علیه السلام) در 212 هـ. ق و امام حسن عسکرى(علیه السلام) در سال 232 دیده به جهان گشودند; بنابراین امام هادى(علیه السلام)باید قبل از 20 سالگى ازدواج کرده باشد. امامان(علیهم السلام) در مورد فرزندانشان نیز همین شیوه را داشتند و نوعاً قبل از 20 سالگى وسایل ازدواجشان را فراهم مى کردند.[12] و چون عمل و سیره ى معصومین(علیهم السلام) براى ما الگو و حجت است، در تعیین سن ازدواج نیز باید به آن بزرگواران اقتدا کنیم. تا این جا به این نتیجه رسیدیم که طبق آیات، روایات و سیره ى معصومین(علیهم السلام) سن ازدواج در دختران بعد از 9 سالگى و در پسران حدود 20 سالگى است; اما سؤالى که وجود دارد این است که آیا تنها رسیدن به این سن کفایت مى کند، یا معیارهاى دیگرى نیز در تعیین زمان ازدواج دخالت دارد؟ شواهد بسیارى نشان مى دهد که علاوه بر سن، متغیرهاى دیگرى در تعیین زمان مناسب ازدواج مورد توجه است که به تبع آنها، معیار سنّى نیز نوسان مى یابد. یکى از اصلى ترین معیارهاى تعیین سن ازدواج، از نظر شرع[13] و روان شناسان رسیدن به حدّ رشد است که خود ابعاد مختلفى دارد و ما اینک به توضیح برخى از جنبه هاى عمده ى آن مى پردازیم.
رسیدن به حد رشد براى صلاحیت ازدواج از نظر فقه امامیه تنها رسیدن به سن بلوغ کافى نیست، بلکه علاوه بر آن، دختر و پسر باید رشید هم باشند; یعنى بتوانند مصلحت خود را تشخیص دهند، تا بتوانند به استقلال و از روى اراده و اختیار عقد ازدواج ببندند.
شهید مطهرى درباره ى شرط بودن رشد براى ازدواج مى نویسد:
در فقه و سنت اسلامى محرز و مسلم است که براى ازدواج تنها عقل و بلوغ کافى نیست; یعنى یک پسر به صرف آن که عاقل و بالغ است نمى تواند با دخترى ازدواج کند; هم چنان که براى دختر نیز عاقله بودن و رسیدن به سن بلوغ دلیل کافى براى ازدواج نیست، علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است.[14] اگر بخواهیم کلمه ى رشد را به مفهوم عام آن تعریف کنیم، باید بگوییم:
رشد یعنى این که انسان شایستگى و لیاقت اداره و نگه دارى و بهره بردارى هر یک از سرمایه ها و امکانات مادى و یا معنوى را که به او سپرده مى شود داشته باشد; یعنى اگر انسان در هر مرحله اى از زندگى که داراى یک شأن و منزلت و مقامى است و یا ابزار و وسیله اى را دارد شایستگى اداره و نگه دارى و بهره بردارى از آن را داشته باشد، چنین شخصى در آن کار و در آن شأن «رشید» است. حال، آن چیز هر چه مى خواهد باشد، همه ى آن اشیایى که وسایل و سرمایه هاى زندگى هستند. سرمایه به مال و ثروت انحصار ندارد مردى که ازدواج مى کند خودِ ازدواج و زن و فرزند و کانون خانوادگى، وسایل و، به تعبیر دیگر، سرمایه هاى زندگى او هستند، و یا شوهر براى زن و زن براى شوهر حکم سرمایه را دارد.[15] بنابراین، رشد در مورد ازدواج یعنى شایستگى و لیاقت اداره ى زندگى; چنان که شهید مطهرى در این خصوص مى فرماید:
منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسمانى نیست، منظور این است که رشد فکرى و روحى داشته باشند; یعنى بفهمند که ازدواج یعنى چه؟ تشکیل کانون خانوادگى یعنى چه؟ عاقبت این بله گفتن چیست؟ باید بفهمد این بله که مى گوید، چه تعهدهایى و چه مسئولیت هایى به عهده ى او مى گذارد و باید از انجام این مسئولیت ها برآید.[16] رشد به معناى یاد شده کاملاً یک امر اکتسابى و قابل یادگیرى است. والدین، اطرافیان و فرهنگ جامعه مى توانند نقش اساسى در شکل گیرى و تحصیل آن داشته باشند.
چه راهکارهایى در تعدیل سنّ ازدواج مى تواند مؤثر باشد؟
1. باید والدین، مربیان و مسؤولان تدابیرى در نظر بگیرند که نوجوانان و جوانان در ابعاد مختلف جسمى، جنسى، عقلى، اجتماعى، عاطفى و اقتصادى به طور هماهنگ و متناسب رشد نمایند. آنچه در حال حاضر مشاهده مى شود، ناهم ترازى رشد و بلوغ جنسى و جسمى و احساس نیاز به ازدواج، با دیگر ابعاد رشدى، یعنى رشد عقلى، اجتماعى، اقتصادى و عاطفى نوجوانان و جوانان است; لذا یا به محض رسیدن به بلوغ جنسى اقدام به ازدواج مى نمایند، در حالى که از نظر عقلى، عاطفى، اجتماعى و اقتصادى به حد رشد مناسب نرسیده اند و یا سال ها پس از رسیدن به بلوغ جنسى منتظر یافتن شغل مناسب، تکمیل تحصیلات و دیگر پیش نیازهاى زندگى باقى مى مانند که در نتیجه، یا اصلاً به آن دست نمى یابند و یا وقتى به آنها مى رسند که دیگر شادابى، طراوت و انگیزه ى ازدواج را ندارند، در هر دو صورت، زندگى آسیب پذیر و در معرض خطرهاى جدّى است.
2. از عواملى که موجب بلوغ جنسى زودرس و احساس نیاز کاذب در جوانان مى شود، باید به طور جدى جلوگیرى نمود; مانند دیدن صحنه هاى مهیّج، فیلم، ماهواره، اینترنت، روابط دختر و پسر و... .
3. فرهنگ سازى ازدواج ساده و منطبق با معیارهاى اسلامى، یکى از نیازها و راهکارهاى اصلى در حل مشکلات ازدواج جوانان است. اگر معیار در ازدواج و انتخاب همسر دستورهاى اسلام باشد، اکثر یا هیچ یک از این مشکلات وجود نخواهد داشت. تبعیت از آداب و رسوم نادرست، برخى تحصیلات نامتوازن، روابط بى حدّ و مرز دختر و پسر، بینش غیردینى که فقط اسباب مادى را درنظر مى گیرد، کم رنگ شدن توکل و توجه به خداوند و نیز هزینه هاى اضافى و تشریفات، از عوامل اصلى بالا رفتن سن ازدواج محسوب مى شوند. این زنجیرهاى اسارت آور و دست و پاگیر، متأسفانه در حال گسترش است. باید بینش جوانان و نوجوانان و خانواده ها نسبت به زندگى، ازدواج و... اصلاح شود تا بتوان مقدمات ازدواج آنان را در زمان مناسب و با الگوگیرى از امامان معصوم(علیهم السلام)، که قبل از 25 سالگى اقدام به ازدواج مى نمودند، فراهم کرد.
________________________________________
[1]. نساء: 6.
[2]. شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 3، ص 116.
[3]. تفسیر مراغى، ج 4، ص 188.
[4]. تفسیر صافى، ج 1، ص 391.
[5]. شیخ حر عاملى، وسایل الشیعه، ج 1، ص 30.
[6]. همان، ج 1، ص 31.
[7]. همان.
[8]. همان، ص 70، ح 4.
[9]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 20، ص 61.
[10]. شیخ مفید، الارشاد، (قم: مکتبة بصیرتى)، ص 253.
[11]. مهدى پیشوایى، سیماى پیشوایان در آیینه ى تاریخ، (قم: مؤسسه ى انتشارات دارالعلم، چاپ پنجم، 1380)، ص 77.
[12]. محمد تقى عبدوس، فرازهاى برجسته از سیره ى امامان شیعه، (دفتر تبلیغات اسلامى)، ج 2، ص 29 ـ 28.
[13]. ر. ک: مرتضى مطهرى، مقاله رهبرى در اسلام، (انتشارات صدرا، بى تا).
[14]. مرتضى مطهرى، امدادهاى غیبى در زندگى بشر به ضمیمه ى چهار مقاله ى دیگر، (انتشارات صدرا، بى تا)، ص 120 و 153.
[15]. همان، ص 122.
[16]. همان، ص 154 ـ 153

حجاب در ادیان الهی

حجاب در ادیان الهی
مقدمه:
لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است.در خود قرآن کریم درباره ی این مطلب تصریح شده است.پوشیدن زن،خود رااز مرد بیگانه یکی ازمظاهر لزوم حریم میان مردان وزنان اجنبی است. همچنانکه عدم جوازخلوت میان اجنبی واجنبیه یکی دیگرازمظاهر آن است.باکمال تاسف د راوج شکوفایی علم وصنعت درجهان معاصر،الهامات درونی زن،لگد مال هوسهای زود گذروسود جویی های اقتصادی میگرددوقانون الهی حجاب نادیده گرفته میشودوبه نام آزادی فرهنگ خود آرایی وبی بند وباری ترویج می شود.نوشتاری که پیش رودارید درباره ی حجاب زنان ازدیدگاه ادیان الهی وفلسفه ی پوشش وحجاب اسلامی است.تاریخچه ی حجاب همه ادیان آسمانی،حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند وجامعه بشری را به سوی آن دعوت کرده اند به دلیل آنکه لزوم پوشش و حجاب به طور طبیعی درفطرت زنان به ودیعت نهاده شده است،احکام و دستورات ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است،پس درهمه ادیان الهی پوشش وحجاب زن واجب گشته است.علامه نقدی درکتاب خویش تحت عنوان (جایگاه زن نزد امتهای قبل از اسلام ) می نویسد:مشهورترین امتهایی که قبل ازاسلام می زیسته اند درتمامی آنان حجاب زنان معمول ورایج بوده است.اما ایرانی ها : برخی اززنان آنها دارای حجاب وبرخی بدون حجاب بودند و بدان افتخارمی کردند البته سخت گیری برخی از آنان در مورد زنان به گونه ای بود که زن مجبوربود تمام دوران حیات خویش رادر میان چهار دیواری خانه محبوس باشد.اما برهمائیان :حجاب نزد آنان روش خاص خود راداشت زن حق نداشت از خانه خارج گردد وحق نداشت مردی غیراز محارمی که دین عرض کرده بود بشناسد.اما بو داییان :حجاب نزد آنان همانند براهما ئیان بود وتا امروز نیز آثاری از آن نزد هندیها باقی مانده است.اما درمورد یهود: اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی برسرداشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یاباهر سنخی ازمردان درد ودل می کرد یا صدایش آنقدربلند بود که چون درخانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان اورابشنوند درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.و در مورد مسیحیت : از رساله ی بولس به تیطس که در باره زنان می گوید : باید عاقل ،خانه نشین ،عفیفه و مطیع شوهرانشان باشند . روشن می شود که حجاب در مسیحیت در صدراول واجب بوده است.اما در عرب : برخی ازمردان زنانشان رابه حجاب وبرخی به خودآرایی دعوت می کردند.ولی آنچه که ازاشعارعرب استفاده می شود حجاب زنان نزد اشراف ،عادتی مأنوس بوده است. بدینسان روشن میشود که حجاب در شرایع الهی وجود داشته است. فلسفه پوششفلسفه پوشش اسلامی چندچیزاست،بعضی ازآنها جنبه روانی دارد وبعضی جنبه خانه وخانوادگی وبعضی دیگراجتماعی،و بعضی مربوط است به بالابردن احترام زن وجلوگیری ازابتذال او. حجاب دراسلام ازیک مسله کلی ترواساسی تر ریشه می گیرد وآن اینست که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی،چه بصری ولمسی وچه نوع دیگربه محیط خانوادگی ودرکادرازدواج قانونی اختصاص یابد،اجتماع منحصر? برای کاروفعالیت باشد.برخلاف سیستم غربی عصرحاضرکه کاروفعالیت رابا لذتجوئیهای جنسی به هم می آمیزد،اسلام می خواهداین دو محیط راکاملا ازیکدیگر تفکیک کند .اکنون به شرح چهار قسمت فوق می پردازیم:
1- آرامش روانی
نبودن حریم میان زن ومرد وآزادی معاشرتهای بی بندوبار،هیجانهاو التهابهای جنسی رافزونی می بخشدوتفاضای سکس رابه صورت یک عطش روحی ویک خواست اشباع نشدنی درمی آورد.غریزه ای نیرومند،عمیق و«دریا صفت»است،هرچه بیشتراطاعت شود سرکش ترمی گردد،همچون آتش که هرچه به آن بیشترخوراک بدهند شعله ورترمی شود.واز طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواهانجام ناشدنی است وهمیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت.دست نیافتن به آرزوهابه نوبه خود منجر به اختلاف روحی وبیماریهای روانی می گردد. چرادر دنیای غرب اینهمه بیماری روانی زیاد شده است؟علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائدومجلات وسیمینارهاوتئاترها ومحافل ومجالس رسمی وحتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود.
2- استحکام پیوند خا نوادگی
شک نیست که هرچیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابه زوجین گردد،برای کانون خانواده مفیداست ودرایجاد آن باید حداکثر کوشش راکرد وبالعکس هرچیزی که باعث سستی روابط زوجین ودلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است وباید با آنان مبارزه کرد. 3-  استواری اجتماع
     کشانیدن تمتعات جنسی ازمحیط خانه به اجتماع ،نیروی کاروفعالیت اجتماع راضعیف می کند.
4- ارزش واحترام زن
زن مسلمان،تجسم حرمت وعفت درجامعه است،حفظ پوشش به نوعی احترام گذاردن به زن ومحفوظ نگه داشتن وی ازنگاههای شهوانی وحیوانی است.چنانچه زن ،حدود را رعایت ننمایدهربیماردلی به او طمع نموده وبا نگاه آلوده اش حریم زن رامی شکند.
حجاب در قرآن کریم
در قرآن کریم،آیاتی چند به طور صریح درمورد وجوب حجاب ودرحد کیفیت آن نازل شده است که دراینجا دو نمونه ذکرمی کنیم:
1- در سوره نور طی آیه مفصلی چنین آمده است:و به مردان مومن بگو که چشمهای خودرافرو پوشندودر دامان خویش رانگاه دارنداین عمل برای ایشان پاکیزه تراست همانا خداوند به آنچه انجام می دهند آگاه است.وبه بانوان باایمان بگو چشمهای خود فروپوشند وعورتهای خود رانگاه دیگران پوشیده نگاه دارند وزینتهای خود را جزآن مقداری که ظاهر است ننمایند وزینتهای خود راآشکار نسازند مگربرای شوهرانشان،پدرانشان،پدر شوهرانشان،پسر شوهرانشان،پسرانشان،پسران همسرانشان،برادرشان،پسر برادرشان،پسر خواهرانشان،زنان هم کیششان،کنیزانشان،مردان سفیهی که تمایلی به زنان ندارند،کودکانی که ازامورجنسی بی اطلاعند.(غیر ممیزین)وپاهای خود رابرزمین نکوبند تا زینتهای پنهانشان آشکار شود همگی به سوی خداوند توبه کنید ای مومنان،باشد که رستگار شوید(1)
2- در سوره احزاب می خوانیم:«ای پیامبر به همسران ودحتران وبانوان باایمان بگوروپوشهای خودرابر گیرندتابه عفاف وحریت شناخته شوندوموردآزاروتعرض هوسرانان قرار نگیرند،خداوند،آمرزنده ومهربان است.(2)»حجاب در روایات
پیامبر،در ضمن حدیثی، نهی فرمودندازاین که زن،برای دیگران خود را بیاراید. فرمود:اگربرای غیر شوهر،خود را آرایش نمودلازم است خداوند او را با آتش بسوزاند .(3)پیامبر فرمود:خداوند مردانی که شبیه زن می شوند وزنانی که خود راشبیه مرد قرارمی دهند،لعنت کرده است. (4)
1-  سقوط شخصیت انسانی زن 2- فرو پاشی نظام خانواد 3- تضعیف ارزشهای متعالی
4- افزایش التهابهات وبیماریهای روانی5- کاهش سلامت جسمانی  6- کاهش جذابیت زنان
7- رکود فعلیتهاو سستی جامعه بشر 8- ترویج فرهنگ مصرف وزیانهای اقتصادی ناشی از آن9- انحطاط اخلاقی وتضعیف معنویت.
منابع:
1- سوره نور آیه 31     مسله حجاب    مولف: شهید استاد مرتضی مطهری
2- سوره احزاب آیه59    حجاب در ادیان الهی   مولف:علی محمدی آشنائی 
      3- بحارالانوار ج 103 ص243  حجاب از دیده گاه قرآن وسنت  مولف:فتحیه فتاحی زاده
      4- بحارالانوار ج 103 ص243

نقش نیایش در درمان

نقش نیایش در درمان
از قدیم الایام درکنار طب رایج دنیا علوم دیگری هم به رشد وتکامل خود ادامه داده اند که در چند دهه اخیر بیشتر به آنها توجه شده است. علم پزشکی در دهه های اخیر به حدی بر روی روشهای درمان فیزیکی متمرکز شده که گاهی به نظر می رسد که جنبه های روانی و غیر فیزیکی انسان بیمار به فراموشی سپرده می شوند . ناتوانی دانش آکادمیک پزشکی در بسیاری از   جنبه ها باعث شده است که توجه به این گونه علوم رونق بیشتری پیداکند.
در روزگارگذشته نقش دوگانه روحانی وپزشک را یک نفر به نام « کاهن » ، « مرد مقدس » ویا « طبیب قبیله » و... انجام  می شده است، اما باگذشت زمان جدا شدن پزشکی ومذهب در واقع تخصصی شدن هرکدام ازاین مقولات، به هنگام درمان جسم، پزشکان ازبعدمعنوی بشرتقریباً غافل شدند.اقدامات صحیح بهداشتی ازوجودانسان ریشه می گیرد.وجودی که فردراازنظر جسمی، روحی ومعنوی کامل می داند. لذابرای اعمال اقدام بهداشتی صحیح باید به جنبه روحی ودرمان روح فردهم توجه بسیارداشت.
دراین فرصت قصد داریم به روشهای موازی با درمانهای معمول پزشکی درمواجهه با یکی ازبزرگترین تنشهای انسان یعنی بیماری  خصوصاً بیماریهای صعب العلاج اشاره کنیم. ازجمله روشهایی که می تواندبه موازات درمانهای پزشکی معمول اثربخشی فراوان داشته باشد نیایش درمانی است که به معنای تقویت بعد روحی ومعنوی بشربه منظور دستیابی به مراتب بالاترمعنوی، روحانی وکسب عزت نفس وهدفدارشدن فعالیتهای وی است.
دانشمندان علوم رفتاری چندسطح ازنیازهای انسانی راتعریف کرده اند. ازجمله نیازهایی که درتقویت یاتحلیل بعدروانی فرد دخیل است می توان به مواردزیراشاره کرد:
  نیازبه داشتن هدف درزندگی
  نیازبه داشتن عشق وایثار
  نیازبه ایثاروعفو
  نیازبه امیدوخلاقیت
این نیازهای معنوی درسلامت و بیداری وجود دارند وتنها گاهی کمرنگ ویاپررنگ تربه نظرمی رسند.
1- نیازبه داشتن هدف درزندگی:
بیشترافرادهنگام بروزمشکل به مرورزندگی خود می پردازند وسعی دریافتن مفهومی برای زندگی خود می کنند. بنابراین جستجوجهت یافتن معناوهدف درزندگی می تواند نیروی بالقوه ای درفرد برای مبارزه با بیماری فراهم آورد.
2- نیازبه عشق وایثار:
این مسئله خصوصاً درموردافرادی که ازبیماریهای مزمن رنج می برندشایعتراست. فرآیند بدخیم بیماری باعث کاهش تماسهای انسانی پرمفهوم شده ودرنتیجه بیماراحساس دوری از خداوند خواهد کرد. این انزوا وتنهایی نوعی حالت تفاوت بادیگران ویااحساس انسان نبودن را به وجودمی آورد. آنهافکرمی کنندبرای هیچ کسی اهمیتی ندارند. بنابراین نیازدارندکه به اطمینان مجددی درموردعشق وایثاردست پیدانموده ومجالی برای دریافت عشق بیابند.
3- نیازبه امید وخلاقیت:
خلاقیت مربوط به آینده است. همه بیماران خصوصاً بیماران بدحال نیازبه امید دارند. امید برخی آرزوها را شامل می شود:  
  امید به بهبودی
  امید به خلاصی ازدرد
  امید به زندگی بعدی  
امید می تواند برای انجام برخی ازکارها مانند نوشتن وشعرگفتن ویا یافتن راهی جهت جبران روابط گذشته باشد. گاهی مابه علت بی توجهی به نیازهای روحی بیمارمان،ابهام درشناخت مفاهیم اعتقادی مانندقضاوقدرورحمت خداوند،ازاینکه پاسخ مناسبی برای سوالات اونداشته باشیم،مضطرب می شویم واصلاً وارداین مباحث نمی شویم.
باانجام اقدامات ذیل می توان به نیازهای معنوی بیماران توجه کرد:
  کمک به آنها درایجادوتداوم ارتباط معنی دارباخداونددرهنگام رویارویی بامشکلات وتنشها.
  حمایت ازآنهادربرقراری پیوندهای مذهبی وپرستش خداوند.
  کمک به آنهادربیان ویاکشف احساسات مذهبی شان.
همه انسانها فطرتاً مومن هستند، حتی اگرادعایی برمذهبی بودن نداشته باشند. بنابراین نباید تصورکردکه اگربیماری ادعای لامذهب بودن دارد،نیازهای معنوی ندارد. 
مذهب واعتقادات معنوی برتمام جنبه های زندگی فرد ازقبیل عادات روزانه، رفتارهای بازدارنده وتشویق کننده، مرجعی برای اندیشیدن درمورد خود و جهان، پذیرش حیات، با معنی و مفهوم انگاشتن زندگی، تقویت اعتقادات فرد برای ارزش گذاری خود، تشویق به واقع گرایی، آماده سازی فردبرای زندگی وامیدواری موثراست.
بنابراین اگربا یک بیماردرمنزل و یا بیمارستان سرو کاردارید وازاو مراقبت می کنید، به خاطر داشته باشید که همواره حالات وروحیات معنوی اورا درتمام لحظات حمایت کنید. حتی وی را تشویق به انجام فعالیتهای مذهبی ودینی مانند خواندن نماز، دعاکردن، صدقه دادن، نذری دادن، خلوت کردن با خداو... نمایید.
درتمام لحظات بیماری (حتی دراتاق عمل) سعی کنیداشیا و وسایلی راکه ازنظراومقدس ومذهبی هستندازوی جدانسازید. این وسایل شاید درحد یک گردن بند مذهبی، یک تکه پارچه سبزمتبرک، یک کتاب دعای کوچک و... باشد.
سعی کنیددرتمام لحظات بیماری وی او را ازنظرعاطفی مورد توجه قراردهید و به اوبفهمانید که چقدردوستش دارید و برای سلامتی اونگران هستید.
توصیه شده که حتی اگربیمارشما بیهوش است، بربالین وی با صدای بلند دعا بخوانید و مرتباً دستها وصورت اورا لمس کنید. مطمئن باشید تأثیرصدای شما درحین خواندن دعا ولمس و اظهارمحبت شما به بیمارحتماً ازطرف وی احساس خواهدشد.
خواندن دعا ونمازنه تنها درحین بیماری بلکه به هنگام بروزشداند و مشکلات روزمره نیزتأثیر فراوانی درافزایش سطح روحیه شما در رویارویی مشکل دارد. برقراری پیوند مذهبی باخدا و ائمه به هنگام بروزمشکلات وتنشها باعث ایجاد دلگرمی واحساس داشتن پشتوانه های قوی مذهبی می گردد ، فرد را به حل مشکل امیدوارمی کند و نسبت به نیروهای  ماوراء الطبیعه معتقدتر می سازد.
تقویت احساسات مذهبی موجب تقویت احساس توکل به لطف واحسان بی پایان آفریننده هستی شده وبه فرداین حس راتلقین میکند که درجهان به این بزرگی او تنها نیست وهم او که او را آفریده از وی دستگیری و مراقبت خواهد کرد واوهیچ گاه فراموش نخواهد شد.
ارتباط نزدیک با خدا وجهان معنویت به هنگام بروزمصائب وشدائد این تفکرمثبت را درهرفرد پاک وباایمانی القامی کند که هیچ اتفاقی دراین جهان بی علت وحکمت نیست هرچقدر ما ازآن آگاه نباشیم وبه راستی ازپس هرسختی آسانی است وتنها با توکل به ذات مقدسش آشوب درون انسان ازاصل گسیخته، آرام خواهد شد.
مریم پور دهقان  کارشناس ارشد پرستاری
  مجله آشنا- شماره 100
منابع
1-   ایلخانی، مهناز، تسلی دهندگان، انتشارات گلبان، 1381
2-  ایلخانی، مهناز، بررسی تأثیرروشهای آرامسازی برروی درد بیماران سرطان بستری دربخشهای سرطان بیمارستانهای منتخب آموزشی تهران، پایان نامه،1370
3-   شفر، مارتین، فشارروانی، ترجمه: بلورچی، پروین، انتشارات پاژنگ، 1367
4- گواین، شاکتی، تجسم اخلاق، ترجمه: خوشدل، گیتی، ناشرمترجم، چاپ دوم، 1371 

نقش مذهب در سلامت روان

نقش مذهب در سلامت روان
روانشناسی بهداشت,در سالهای اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبک زندگی افراد در چگونگی وضعیت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شیوه های مقابله,تواناییهای شناختی و رفتاری ای هستند که فرد مضطرب به منظور کنترل نیازهای خاص درونی و بیرونی فشارآور به کار می گیرد .
در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش,توکل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. یافته های اخیر نشان داده اند از آنجایی که این نوع مقابله ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهیل نمایند,بنابراین به کارگیری آنها برای اکثر افراد,سلامت ساز است. رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی دار زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند,زیارت و غیره .... می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت,موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به این که خدایی هست که موقعیت ها را کنترل می کند و ناظر بر عبادت کننده هاست,تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می دهد. به طوری که اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می کنند و معتقدند که می توان از طریق اتکاء و توسل به خداوند,اثر موقعیت های غیر قابل کنترل را به طریقی کنترل نمود. به همین دلیل گفته می شود که مذهب می تواند به شیوه فعالی در فرآیند مقابله مؤثر باشد. به طور کلی مقابله مذهبی,متکی بر باورها و فعالیت های مذهبی است و از این طریق در کنترل استرس های هیجانی و
ناراحتی های جسمی به افراد کمک می کند. داشتن معنا و هدف در زندگی,احساس تعلق داشتن به منبعی والا,امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی,برخورداری از حمایت های اجتماعی,حمایت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی,آسیب کمتری را متحمل شوند.
مذهب می تواند در تمامی عوامل,نقش مؤثری در استرس زایی داشته باشد و در ارزیابی موقعیت,ارزیابی شناختی فرد,فعالیت های مقابله,منابع حمایتی و .... سبب کاهش گرفتاری روانی شود. بر این اساس,مدتها است که تصور می شود بین مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیراً نیز روانشناسی مذهب,حمایت های تجربی زیادی را در راستای این زمینه فراهم آورده است . ویتر و همکاران او نشان دادند که 20 تا 60 درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ,توسط باورهای مذهبی تبیین می شود. در مطالعه دیگری,ویلتیز و کریدر نشان دادند که در یک نمونه 1650 نفری با میانگین سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضایت زناشویی در مردان و زنان و رضایت شغلی در مردان مرتبط بود.
بر اساس مطالعات انجام شده دیگر,بین مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد. در یک بررسی که 836 بزرگسال با میانگین 4/ 73 سال شرکت داشتند، معلوم شد که بین سه شاخص مذهبی بودن ( فعالیت های مذهبی غیر سازمان یافته و فعالیت های مذهبی سازمان یافته ) و روحیه داشتن و دلگرمی به زندگی,همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپیکا و همکارانش,36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگیری مذهبی را مرور کردند و نتیجه گرفتند که ایمان قوی تر,یا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس کمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند,ترس کمتری را از مرگ گزارش کردند.
مطالعات دیگر,تأثیر مداخلات مذهبی را در کاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی,نشان داده اند . به عنوان مثال,نتایج دو بررسی نشان داد,کسانی که به اعتقادات مذهبی پایبند بودند,اضطراب و ناراحتی کمتری را نسبت به کسانی که به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند,گزارش کرده اند. گارنتر و همکاران در زمینه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که در تمام این مطالعات بین اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشویی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد که مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشویی,خوشحالی و رضایت زناشویی بالاتر ارتباط دارد و همچنین نتیجه گرفت که مذهب یک عامل مهم در جلوگیری از طلاق است.
زاکرمن و همکاران در پژوهشی گزارش کردند,در افراد سالمندی که نمره کمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند,میزان مرگ ومیر 42% بود,در حالی که این میزان برای افراد سالمندی که نمره شاخص مذهبی بالایی داشتند 19% بود. در مطالعه دیگری,کونینگ,کلین و همکاران دریافتند که سرطان در بین افرادی که نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی کسب می کنند کمتر شایع است . در بررسی دیگری,مشاهده کردند افرادی که همیشه از مقابله های مذهبی استفاده می کنند نسبت به افرادی که کمتر و گاهی از این مقابله ها استفاده می کنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی,نمرات بالاتری کسب کردند . موریس اثر زیارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بیمار سالمند بررسی کرد. او دریافت که علائم آنها بعد از زیارت رفتن کاهش زیادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زیارت هم این اثر ادامه دارد . در مطالعه دیگری,مکین توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با یک رویداد معنی دار زندگی بررسی کرد. او با 124پدر و مادری که کودک خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه کرد و دریافت که مذهبی بودن با یافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزایش صلاحیت روانی و کاهش ناراحتی در بین والدین در طی 18 ماه بعد از مرگ کودکانشان,ارتباط داشت.
علیرغم این که اکثر تحقیقات ذکر شده در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجایی که باور و اعتقاد ما مسلمانان بر این است که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی,ارائه دهنده کامل ترین و سلامت سازترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورات آن حوزه های وسیع اخلاقی,بین فردی,بهداشتی و اجتماعی را در بر می گیرد,لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی در سلامت روانی یک ضرورت اساسی به نظر می رسد .

خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برتر

خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برتر
قبل از شروع کلام اجازه می خواهم بگویم که تمام هیپنوتیزمها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این یک ایده جدید و نوینی نیست و سالها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون (Milton Ericson) پایه ریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبناء این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمی دهد. در واقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزم کننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو می رود. به عبارتی خود فرد مهمترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامه های خود- هیپنوتیزم فرد می آموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نموه و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. در واقع خودش هم هیپنوتیزم کننده و هم هیپنوتیزم شونده است. هیپنوتیزم یک حالت طبیعی است که با تغییر امواج مغز (Brain wave) صورت می پذیرد. این امواج مغزی امواج آلفا (Alpha) و تتا (Theta) هستند. در جدول زیر انواع امواج مغزی و حالات و برخی از تواناییهای مربوط به این امواج را معرفی می نماییم. همان گونه که ملاحظه می گردد دامنه حالات هیپنوتیکی از امواج آلفا آغاز و تا امواج دلتا می تواند ادامه یابد. هیپنوتیزم عرصه سبک در امواج آلفا و عرصه متوسط و سنگین در امواج تتا و دلتا اتفاق می افتد.
در واقع هیپنوتیزم شرایط طبیعی مغز در امواج خاص است. زمانی که امواج مغز در شرایط خاصی قرار گیرد حالات هیپنوتیکی رخ می دهد.
نوع موج
دامنه فرکانس (هرتز )
تواناییهای ذهنی
دلتا ( Delta )
1/0 تا 3
خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم
تتا ( Theta )
3 تا 8
آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه ای، خلاقیت، رویابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک
آلفا ( Alpha )
8 تا 12
آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن
بتای پایین ( Low Beta )
12 تا 15
آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه
بتای متوسط
( Midrange Beta )
15 تا 18
افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ
بتای بالا ( High Beta )
بیش از 18
کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب
گاما ( Gama )
بیش از 40
در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی
با توجه به جدول فوق به مطلب مهمی پی می بریم و آن اینکه در بتای پایین ( Low Beta ) تواناییهای توجه افزایش می یابد و فرد قادر به توجه بیشتر (که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است) می گردد.
این توانایی توجه در امواج آلفا ( Alpha ) بیشتر و در امواج تتا ( Theta ) به اوج خود می رسد. با توجه به این واقعیت می توان از هیپنوتیزم برای آموزش برتر یا آموزش با توجه و ادراک قوی تر و حافظه ای نیرومند تر بهره مند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد.
چرا در امواج آلفا و تتای ذهنی آموزش سریع تر و بهتر صورت می گیرد؟
در این حالات فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است.
دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
دارای حضور ذهنی و حافظه ای نیرومندتر است.
به نوعی دستیابی اش به ضمیر نیمه آگاه سریع تر و بیشتر صورت می گیرد.
دارای قدرت تصویرسازی قوی تری است.
انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.
کاربرد این روش
از این روش می توان در زمینه های فوق العاده متنوع بهره گرفت. از جمله زمینه های متداول می توان موارد زیر را نام برد:
برنامه ریزیهای مدیریتی و کاری که به دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
مرور درسها و یا مرور کارهای انجام شده در گذشته، یادآوری خاطرات.
آموزش شیوه های جدید زندگی.
آموزش زبانهای خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
آموزش درسهای اعتماد به نفس و ابراز وجود.
آموزش ارتباطات موثر.
هنرهای تجسمی و برنامه ریزیهای گرافیکی و سایر مهارتهای ذهنی.
ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
درمانهای مختلف روانپزشکی منجمله حساسیت زدایی ها، شناخت درمانیها و جرات آموزی.
فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.
یک تمرین عملی و ساده در درک بهتر این روش :
1- در محلی ساکت قرار گیرید.
2- می توانید به شکل نشسته یا خوابیده قرار بگیرید.
3- در وضعیت نشسته روی زمین با کمر صاف و کشیده قرار گیرید و اگر این طرز نشستن برای شما دشوار است روی یک صندلی تکیه دار و یا پشت به دیوار بنشینید. در هر صورت سعی نمایید که کمر شما صاف و کشیده باشد.
4- به آرامی پلکها را روی هم گذاشته به روند عادی تنفس خود توجه داشته باشید.
5- به تدریج در سه دقیقه به عضلات و سپس تنفس خود آرامش دهید. اجازه دهید تنفس آرام، راحت و شکمی باشد.
6- به تدریج به تنفسهای خود عمق ببخشید (دمهای عمیق تر و بازدمهای بلندتر). همچنان با دقت و تمرکز فرآیند تنفسها را دنبال نمایید و آنها را برای حدود پنج دقیقه ادامه دهید.
7- در طول تمرین سعی نمایید ساکن و بی حرکت باقی بمانید.
8- حالا به کارها مختلفی که می خواهید در طول روزهای متمادی انجام دهید فکر کنید. به جنبه های مختلف آن بپردازید و سپس برای انجام دادن آنها در ساعات و اوقات مختلف برنامه ریزی نمایید. با انجام دادن این کار متوجه وسعت نگاه و حضور ذهن و تمرکز برتر خود می گردید. با تکرار این روند ذهن شما قوی تر و بهتر عمل خواهد کرد.
به نقل از مجله «یوگا پیام مهر »
سال ششم، شماره بیست و سوم

دستورات قرآنی‌، در زمینه "خدمت به مردم‌"

دستورات قرآنی‌، در زمینه "خدمت به مردم‌"
با توجه به مفهوم "نهضت خدمت‌رسانی‌" و خدمت به مردم‌، که عام بوده و هم خدمت رسانی از جانب مسئولان و کارگزاران حکومتی را شامل شده و هم خدمت رسانی اقشار مردم نسبت به یکدیگر را، چند مطلب قابل ذکر است‌:
1. "خدمت‌"، تنها در حوزه خدمات اقتصادی‌، صنعتی و یا خدمات اجتماعی به مردم‌، خلاصه نمی‌شود، بلکه این واژه‌، خدمات فرهنگی‌، تربیتی و نظامی یا انتظامی و حتی خدمات قضائی را نیز شامل می‌گردد.
بنابر این‌، می‌توان گفت‌: قرآن کریم‌، بزرگ‌ترین خدمت را همان خدمت فرهنگی انبیأ الهی به مردم می‌شمارد، پیامبرانی که هر یک در راه هدایت مردم به سوی حق از هیچ چیز دریغ نکرده و تمامی آزارها را تحمل نموده و تا پای جان‌، برای "اقامه دین‌" الهی ایستادند. بزرگ‌ترین خدمت آنان‌، همان "تزکیه و تعلیم‌" انسان‌ها و هدایت آنان از تاریکی جهان و کفر به سوی نور بوده‌، خداوند می‌فرماید: "او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان بر انگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه کرده و به آنان کتاب ]قرآن‌[ و حکمت می‌آموزد، هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند." (جمعه‌، 2)(ملاحظه کنید بقره‌، 129 و 151.)
در همین راستا، یکی دیگر از خدمات سیاسی‌، فرهنگی آنان‌، آزادی انسان‌ها، از بند اسارت بوده‌; می‌فرماید: "ویَضَع‌ُ عَنهُم اِصرَهُم والاَغلـَل‌َ الَّتی کانَت عَلَیهِم‌; (اعراف‌، 157) و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که به آن‌ها بود ]از دوش و گردن‌شان‌[ بر می‌دارد."(ر. ک‌: تفسیر موضوعی‌، پیام قرآن‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 7، ص 25، نشر مطبوعاتی هدف‌.)
2. افزون بر مطلب فوق‌، در مورد "خدمت به مردم‌" در قرآن کریم‌، به چند دسته از آیات می‌توان اشاره کرد:
الف‌) آیه تعاون‌; می‌فرماید: "وتَعاونوا عَلَی البِرِّ والتَّقوی‌َ ولا تَعاونوا عَلَی الاِثم‌ِ والعُدوَن‌ِ; (مائده‌، 2) ]و همواره‌[ در راه نیکی و پرهیزکاری با هم تعاون کنید و ]هرگز[ در راه گناه و تعدّی‌، هم کار یک دیگر نباشید."
روشن است که خدمت به مردم‌، نوعی تعاون و هم کاری با آنان در رفع مشکلات آن‌ها است‌.
ب‌) آیه احسان‌; می‌فرماید: "واَحسِنوا اِن‌َّ اللّه‌َ یُحِب‌ُّ المُحسِنین‌; (بقره‌، 195) و نیکی کنید که خداوند، نیکوکاران را دوست دارد."
]ملاحظه کنید: (اسرأ، 7); (یونس‌، 26); (قصص‌، 77)[ روشن است که خدمت کردن به مردم‌، یکی از مصادیق "نیکی کردن به آنها است‌"
ج‌) آیة انفاق‌; خداوند، در آیات بسیاری سفارش به این امر می‌فرماید و یکی از اوصاف پرهیزکاران را انفاق در حال توانگری و تنگدستی معرفی کرده می‌فرماید: "بهشتی که وسعت آن آسمان‌ها و زمین است‌، برای پرهیزکاران آماده شده است # همان‌ها که در توانگری و تنگدستی‌، انفاق می‌کنند." (آل عمران‌، 133 و 134) هر چند انفاق‌، دارای اقسام و درجه‌های مختلفی است‌، که یک نوع آن صدقه‌، زکات و خمس است‌، که از نوع انفاق مالی است و نوع دیگر انفاق جان و یا انفاق وقت می‌باشد، به هر جهت انفاق و رسیدگی به محرومان و مساکین‌، یکی از بزرگ‌ترین خدمت اجتماعی به مردم است‌. ]ملاحظه کنید: (بقره‌، 267); (توبه‌، 103); (ذاریات‌، 19).[
د) آیة اطعام‌; قرآن کریم‌، یکی از عوامل مهم‌ّ عبور از گردنه دشوار قیامت را "اطعام دادن‌" شمرده می‌فرماید: "و تو نمی‌دانی آن گردنه چیست‌! آزاد کردن برده‌ای # یا غذا دادن در روز گرسنگی # یتیمی از خویشاوندان # یا مستمندی خاک نشین را." (بلد، 12 ـ 16) و در مقابل‌، اطعام نکردن و عدم رسیدگی به مستمندان را یکی از عوامل رفتن به جهنم محسوب فرموده‌.]ملاحظه کنید: (مدثّر، 42 ـ 44).[
"û) آیة قرض الحسنه‌; خداوند قرض الحسنه به مردم را قرض به خود قلمداد کرده و می‌فرماید: "مَن ذَا الَّذی یُقرِض‌ُ اللّه‌َ قَرضـًا حَسَنـًا فَیُضـَعِفَه‌ُ لَه‌ُ اَضعافـًا کَثیرَة‌ً; (بقره‌، 249) کیست که به خدا "قرض الحسنه‌ای‌" دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده‌، انفاق کند) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟
و) امر به معروف و نهی از منکر; یکی دیگر از مصادیق خدمت فرهنگی تربیتی‌، به مردم را می‌توان این مورد شمرد; زیرا افزون بر جلوگیری فساد و فحشا و اعمال زشت در میان جامعه‌، یک نوع آرامش و امنیّت اجتماعی را، برای مردم به ارمغان می‌آورد; خداوند می‌فرماید: "کُنتُم خَیرَ اُمَّة‌ٍ اُخرِجَت لِلنّاس‌ِ تَأمُرون‌َ بِالمَعروف‌ِ وتَنهَون‌َ عَن‌ِ المُنکَرِ وتُؤمِنون‌َ بِاللّه‌ِ; (آل عمران‌، 110) شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید; ]چه این که‌[ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارید و به خدا ایمان دارید." که این در واقع یک وظیفه عمومی تمام اقشار جامعه می‌باشد و از طرفی از شئون و وظایف حکومت اسلامی و کارگزاران آن است‌، در مواردی که نیاز به شدت عمل دارد.(ر. ک‌: تفسیر نمونه‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 3، ص 35، دارالکتب الاسلامیة‌.)
م‌) آیة ایثار: خداوند در مدح انصار چنین می‌فرماید: "آنان کسانی را که به سوی‌شان هجرت کنند درست دارند و دل خود نیازی به آن چه که مهاجرین داده شده احساس نمی‌کنند و آن‌ها را بر خود مقدم می‌دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند.(حشر،9)
3. در قرآن مجید، آیاتی بیانگر این معنا است که برخی از انبیأ:، افزون بر وظیفه تبلیغی و خدمت هدایتگری مردم‌، خدمات دیگری نیز داشته‌اند، که بخشی از آن عبارت است‌:
الف‌) زره سازی حضرت داوود7; می‌فرماید: "وعَلَّمنـَه‌ُ صَنعَة‌َ لَبوس‌ٍ لَکُم لِتُحصِنَکُم مِن بَأسِکُم فَهَل اَنتُم شـَکِرون‌; (انبیأ، 80) و ساختن زره را به خاطر شما به او تعلیم دادیم‌، تا شما را در چنگ‌هایتان حفظ کند، آیا شکر گزار (این نعمت‌های خدا) هستید؟"
ب‌) خزانه داری حضرت یوسف‌; می‌فرماید: "(یوسف‌) گفت‌: "مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده‌، که نگهدارنده و آگاهم‌." و این گونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم‌." (یوسف‌، 55 ـ 56) حضرت‌یوسف‌، در جریان کمک به مردم و مدیریت بحران اقتصادی شدیدی که کشور مصر را تحدید می‌کرد، به یاری مستضعفان شتافت تا از تبعیض‌ها بکاهد و حق مظلومان را از ظالمان بستاند و به وضع آن کشور سروسامان بخشد.(رجوع کنید: تفسیر نمونه‌، همان‌، ج 10، ص 5.)
ج‌) خدمت رسانی حضرت موسی‌به دختران حضرت شعیب‌; قرآن می‌فرماید: "فَسَقی‌َ لَهُما ثُم‌َّ تَوَلّی‌َ اِلَی الظِّـل‌ِّ; (قصص‌، 24) موسی برای (گوسفندان‌ِ) آن دو زن‌، آب کشید، سپس رو به سایه آورد." که و به وسیله این خدمت‌، فصل تازه‌ای در زندگانی حضرت موسی‌گشوده شد.
د) قرآن کریم‌، یکی از اهداف مهم نهضت انبیأ را برقراری و بسط عدالت اجتماعی در میان مردم ذکر کرده ]حدید،25[ و یکی از وظایف آنان را رفع اختلاف و قضاوت و داوری بین مردم‌، بیان می‌دارد; می‌فرماید: "خداوند، پیامبران را برانگیخت‌، تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی‌، که به سوی حق دعوت می‌کرد را، با آنان نازل نمود تا در میان مردم‌، در آن چه اختلاف داشتند داوری کند." (بقره‌، 213) و یکی از دستورهایش به حضرت داوود این است‌: "ای داوود! ما تو را خلیفه ]و نماینده خود[ در زمین قرار دادیم‌، پس در میان مردم به حق داوری کن‌." (ص‌،26) بنابر این‌، یکی از راه‌های خدمت رسانی به مردم‌، خدمت قضائی است‌.(ر. ک‌: تفسیر موضوعی پیام قرآن‌، همان‌، ج 7، ص 31 / تفسیر نمونه‌، همان‌، ج 19، ص 261.)
"û ) در قرآن‌، از خدمات "ذوالقرنین‌" نیز سخن به میان آمده ـ هر چند او از انبیأ الهی نیست ـ در بخشی از آیات به ظلم ستیزی او اشاره شد و در بخش دیگر به بیان سدسازی او در برابر هجوم قوم یأجوج و مأجوج می‌پردازد و می‌فرماید: "(ذوالقرنین گفت‌:) قطعات بزرگ آهن را برای من بیاورید (و آن‌ها را به روی هم چیند) تا کاملاً میان دو کوه را پوشانید، سپس‌، گفت‌: (آتش در اطراف آن بیافروزید و) در آتش بدمید. (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت (اکنون‌) مس ذوب شده برای من بیاورید تا به روی آن بریزم‌." (کهف‌، 96)(رجوع کنید به‌: تفسیر نمونه‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 12، ص 523 ـ 552، دارالکتب الاسلامیة‌.)
4. در آیاتی از قرآن کریم‌، خداوند انسان‌ها را تشویق به کار و تلاش فرموده است و بدیهی است که خدمت به مردم در ضمن کار و تلاش است‌; می‌فرماید: "او کسی است که دریا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن‌، گوشت تازه بخورید و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید و کشتی‌ها را می‌بینی که سینه دریا را می‌شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید، شاید شکر نعمت‌های او را به جای آورید. (نحل‌، 14)(ر. ک‌: (فاطر، 12); (اسرأ، 12); (قصص‌، 73).) قرآن کریم‌، تلاش برای معاش و خدمت به مردم را همردیف جهاد در راه خدا بیان می‌کند; می‌فرماید: "گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی (و کسب روزی و خدمت به مردم‌) به سفر می‌روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند..." (مزمل‌، 20) و این اهمیت اسلام به این موضوع را نشان می‌دهد.(ر. ک‌: تفسیر نمونه‌، همان‌، ج 25، ص 200 و ج 9، ص 21.)
در سیرة انبیأ و اولیأ خداوند، می‌خوانیم که آنان با کار و تلاش خویش و ارائه خدمتی به مردم‌، ارتزاق می‌کردند; مثلاً در حدیثی از امام علی‌می‌خوانیم که‌: "حضرت داوود7 با دست خویش‌، از برگ خرما بوریا می‌بافت و به همنشینانش می‌گفت‌: کدام یک از شما برای فروش آن‌، مرا یاری می‌کند؟ و آن گاه‌، از بهای آن‌، قرص نان جو می‌خورد."(نهج البلاغه‌، خطبة 160.) و یا حضرت ادریس‌و یا لقمان دو زندگی می‌کردند.(رجوع کنید به‌: توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث‌، محمد محمدی ری‌شهری‌، ترجمه سیدابوالقاسم حسینی (ژرقا)، ج 1، ص 182 ـ 250، دارالحدیث‌.)
افزون بر این‌، در روایات اهل بیت‌: سفارش اکیدی نسبت به بجاآوردن درخواست برادران ایمانی شده‌، به طوری که یکی از مهم‌ترین حقوق برادری‌، در پی حوایج و خدمت به مردم شمرده شده است‌. که پرداختن به آن خارج از این پاسخ نامه می‌باشد. فقط به روایتی از "جمیل‌" بسنده می‌کنیم که از امام صادق‌نقل می‌کند: "مؤمنان خدمت کار یکدیگرند، (جمیل گوید:) عرض کردم‌: چگونه خدمتکار یکدیگرند؟ فرمود: به یکدیگر سود می‌رسانند."( اصول کافی‌، ثقة‌الاسلام کلینی ـ رحمه الله ـ ج 2، ص 167، ح 9، دارالتعارف‌/ رجوع کنید: میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری‌شهری‌، ترجمه جمید رضا شیخی‌، ج 3، ص 1377، دارالحدیث‌/ الف حدیث فی المؤمن‌، شیخ هادی نجفی‌، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌/ مستدرک الوسایل‌، محدث نوری ـ رحمه الله ـ، ج 9، ص 50، نشر مؤسسه آل البیت‌.)
5. پیامدهای دنیوی و اخروی خدمت به مردم‌: از آن جا که زندگی بشر، به طور اجتماعی است و با توجه به مختلف بودن استعداد و توان و ذوق هر فرد اجتماع در زمینه‌های مختلف‌، ناگزیر از تعامل صحیح افراد یک جامعه با هم هستیم و این همان در خدمت یک‌دیگر بودن و تعاون داشتن در زمینه‌های مختلف را می‌طلبد. قرآن کریم در این مورد می‌فرماید: "نَحن‌ُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فِی الحَیوَة‌ِ الدُّنیا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوق‌َ بَعض‌ٍ دَرَجـَت‌ٍ لِیَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخریـًّا; (زخرف‌، 32)، معیشت آن‌ها را در زندگی دنیا، در میان آن‌ها تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مسخّر کرده (و با هم تعاون و خدمت نمایند)."
در مورد پیامدهای دنیوی خدمت رسانی به مردم‌، می‌توان گفت‌: از برخی آیات قرآن کریم چنین استفاده می‌شود که خداوند برای مردم آرامش‌، امنیت‌، رفاه را در این دنیا می‌خواهد، تا در سایه آن‌ها به عبادت و بندگی خداوند بپردازد و از همین روست که آسمان‌ها و زمین را مسخّر انسان قرار می‌دهد.
خدمات مالی به انسان‌ها، کمترین پیامدش در این دنیا، رفع نیاز مندی مستمندان و درماندگان است‌، افزون بر این که یک حالت قرب معنوی را در همین دنیا، برای خادمین آن به دنبال دارد. و همچنین است در مورد خدمات فرهنگی که سعادت دنیوی را به همراه داشته و یک نوع آرامش روحی و روانی به انسان‌ها عطأ می‌کند.
پیامدهای اخروی آن‌، با توجه به آیات و روایات‌، بهشت جاویدان است (البته اگر برای خدا باشد) و تمام ثواب‌های مطرح شده برای انفاق و قرض الحسنة و صدقه و جهاد در راه نجات مستضعفان و... را می‌توان به عنوان پیامدهای اخروی بیان داشت‌.
در روایتی از رسول اکرم‌آمده است‌: "هر مسلمانی که گروهی از مسلمانان را خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتکار دهد."(اصول کافی‌، همان‌، ج 2، ص 207، ح 1.)
خلاصه‌: از منظر آیات و احادیث اهل بیت‌: دسته‌ای دلالت بر تشویق و ترغیب مردم به کار و تلاش و خدمت گزاری می‌کند، حتی اگر ارائه آن خدمت برای گذران زندگی باشد، به طوری که پیامبر اکرم‌دست سعد انصاری را ـ که در اثر ریسمان و بیل رشته رشته شده بود ـ می‌بوسند.
برخی از روایات‌، بیان‌گر پاداش‌های اخروی‌ِ خدمت گزاری است که به آن اشاره شد.
بعضی دیگر از احادیث‌، به پاره‌ای از راه‌های خدمت‌گزاری اشاره دارد، مثلاً امام علی‌در بیان وضع زندگی مردم‌، در روزگار پیشوایی خودشان می‌فرمایند: "در کوفه کسی نمانده جز آن که از نعمت برخوردار بوده و زندگی آسوده‌ای دارد; فرومایه‌ترین مردم‌، نان گندم می‌خورد، زیر سایبانی مَسکن دارد و از آب گوارای فرات می‌نوشد.(توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث‌، همان‌، ج 1، ص 430، ح 773.)
و در نامة مشهورشان به مالک اشتر، آن گاه که وی را به گارگزاری مصر می‌گمارند; می‌فرماید: "باید بیش از آن که به گردآوری خراج (و مالیات‌) بیندیشی‌، در اندیشه عمران و آبادسازی زمین باشی‌; زیرا خراج گرد نیاید مگر به آبادانی‌(نهج البلاغه‌، سیدرضی ـ رحمه الله ـ کتاب 53.)
و روایات فراوانی که حکایت از برآوردن نیاز مردم و محتاجان دارد; امام علی‌در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خویش چنین آورده‌اند: "پس از دل و جان با مردم انصاف ورزید و برای برآوردن نیازهایشان شکیبا باشید، که همانا شما خزانه داران‌ِ مردم‌، وکیلان أمت و سفیران پیشوایان هستید و... ."(نهج البلاغه‌، کتاب 51، رجوع کنید: میزان الحکمه‌، همان‌، ج 3، ص 1316 ـ 1327.)

هیچ کس شبیه هیچ کس

هیچ کس شبیه هیچ کس
آن فرض این بود که: فرایندهای اصلی زیرین کلیه اندیشه های انسانی یکی است، چه در تپه های تبت و چه در سبزه زارهای مکزیک. تفاوت های فرهنگی ممکن است موضوع اندیشه مردم را تحمیل کنند.
مثلاً نوجوانان بوتسوانایی ممکن است با همان شور و حرارتی درباره گاوها بحث کنند که همسالان نیویورکی شان درباره ماشین های اسپورت. عادات فکری- یعنی استراتژی هایی که مردم در فرآوری اطلاعات و معنا دادن به جهان پیرامونشان اتخاذ می کنند- بنابه فرض محققان غربی برای همه، یکسان بود که مثل عالی اش در اهمیت دادن به استدلال منطقی، علاقه به دسته بندی و اصرار بر فهمیدن وضعیت ها و حوادث با اصطلاحات خطی علت و معلول، مشهود است.این مقاله، با این پیش فرض، به این موضوع می پردازد که فرهنگ ها چگونه عادت های ما را طبقه بندی می کنند.
کارهای اخیر یک روان شناس اجتماعی در دانشگاه میشیگان دیدگاه دیرینه در باب کارکرد ذهن را متحول کرده است. دکتر ریچارد نیسبت و همکارانش در مجموعه ای از آزمایشگاه ها با مقایسه آمریکایی های اروپایی تبار با اهالی آسیای شرقی دریافتند که افرادی که در فرهنگ های متفاوت رشد کرده اند نه تنها به چیزهای متفاوتی فکر می کنند، بلکه با روشی متفاوت نیز فکر می کنند.
دکتر نیسبت می گوید: ما عادت داشتیم فکر کنیم که همه انسان ها از مقولات (دسته بندی ها) به طور یکسانی استفاده می کنند؛ منطق در فهم زندگی روزمره نقش یکسانی را برای همه بازی می کند؛ حافظه، ادراک، اعمال قواعد و مانند آن برای همه یکسانند، ولی اکنون استدلال می کنیم که خود فرایندهای شناختی، بسیار انعطاف پذیرتر از آن چیزی هستند که جریانات غالب روانشناسی تصور می کردند .
از جهات بسیاری، تفاوت های فرهنگی ای که پژوهشگران آن را توصیف کرده اند، بازتابی است از آنچه توسط مردم شناسان توصیف شده است و ممکن است برای آمریکایی هایی که در آسیا زیسته اند چندان شگفت انگیز نباشد. دکتر نیسبت و همکارانش نخستین پژوهشگران روان شناسی نیستند که پیشنهاد کرده اند فکر ممکن است ریشه در مفروضات فرهنگی داشته باشد؛ روان شناسان شوروی در دهه 1930 مسائل منطقی ای برای کشاورزان ازبک مطرح کردند تا نشان دهند که ابزارهای عقلانی متأثر از شرایط عملی [زندگی] است.
در یک دید وسیع، لابراتوارها- که در ایالات متحده، ژاپن، چین و کره راه انداخته شده بودند- یک تقسیم آشنا را مستند کرده اند. محققان دریافتند شرقی ها کل گرایانه تر فکر می کنند، به بافت و روابط توجه بسیار بیشتری دارند، بیشتر بر معرفت مبتنی بر تجربه تکیه می کنند تا منطق انتزاعی و در مقابل، تناقض، تساهل بیشتری به خرج می دهند، ولی غربی ها در فکر کردنشان تحلیلی ترند، تمایل دارند اشیا را از بافت شان جدا کنند، از تناقض بپرهیزند و تکیه بیشتری بر منطق صوری داشته باشند.
مثلاً در یک مطالعه توسط دکتر نیسبت و تاکاهیکوماسودا- یک دانشجوی فارغ التحصیل در میشیگان- به دانشجویانی از ژاپن و ایالات متحده یک صحنه متحرک از زندگی زیر آب نشان داده شد که در آن یک ماهی بزرگتر کانونی در میان ماهی های کوچکتر دیگر و بقیه آبزیان، شنا می کرد.
وقتی از آنان سؤال شد چه دیده اند، موارد آزمایش ژاپنی، بیشتر تمایل داشتند با توصیف صحنه، آغاز کنند، مثلاً بگویند: یک دریاچه استخر دیدم یا کف [استخر] سنگی بود . یا آب، به سبزی می زد . ولی برعکس آمریکایی ها تمایل داشتند توصیف شان را با ماهی بزرگتر شروع کنند و جملاتی شبیه این را بگویند: چیزی شبیه یک ماهی قزل آلا داشت به سمت راست می رفت .
به طور کلی، افراد مورد آزمایش ژاپنی در این مطالعه 70 درصد بیشتر از آمریکایی ها جملاتی راجع به جنبه های محیط پس زمینه گفتند و نیز دو برابر آمریکایی ها در مورد روابط بین اشیاء جاندار و بی جان عبارت داشتند. مثلاً فرد ژاپنی ممکن است به این توجه کند که ماهی بزرگ از مقابل خزه های دریایی خاکستری شنا می کرد .
دکتر نیسبت می گوید: آمریکایی ها بیشتر تمایل داشتند روی بزرگترین ماهی، روشن ترین شیء، ماهی ای که سریع تر حرکت می کند و... تمرکز کنند .اما محققان دریافتند توجه بیشتر آسیای شرقی ها به بافت و روابط صرفاً سطحی نبود. وقتی به شرکت کنندگان ژاپنی همان ماهی بزرگ نشان داده شد که در جهت متفاوت و پس زمینه جدیدی شنا می کرد، آنها در تشخیص آن مشکل بیشتری داشتند تا آمریکایی ها که نشان می دهد ادراک آنها عمیقاً به ادراک شان از صحنه پس زمینه گره خورده است.درباره تفسیر حوادث در جهان اجتماعی نیز به نظر می رسید آسیایی ها به نحو مشابهی به بافت حساسند و از آمریکایی ها در تشخیص اینکه کی رفتار مردم توسط فشارهای محیطی تعیین شده است، سریعتر عمل می کردند.
روان شناسان از دیرباز نسبت به آنچه خطای بنیادین نسبت دادن خوانده اند هشدار داده اند. این خطا عبارت است از تمایل مردم به تبیین رفتارهای انسانی بر حسب خصایص بازیگران فردی، حتی هنگامی که نیروهای محیطی قوی ای نیز در کار باشند. مثلاً اگر به مردم گفته شود به کسی تعلیم داده شده تا یک سخنرانی به نفع یک کاندیدای انتخاب ریاست جمهوری انجام دهد، بیشتر مردم باور خواهند داشت که گوینده به آنچه می گوید اعتقاد دارد.
در یک مطالعه توسط دکتر نیسبت و اینچئول چول از دانشگاه ملی سئول در کره، از افراد تحت آزمایش کره ای و آمریکایی خواسته شد تا مقاله ای را به نفع یا علیه انجام آزمایش های اتمی توسط فرانسه در اقیانوس آرام مطالعه کنند. به این افراد گفته شد که نویسنده مقاله هیچ گزینه ای برای نوشتن نداشته است. اما افراد تحت آزمایش از هر دو فرهنگ، همچنان تمایل به خطا نشان می دادند، با این قضاوت که نویسندگان مقاله به موضعی که در مقالات اتخاذ شده است، اعتقاد داشته اند.
وقتی از افراد کره ای نخستین بار خواسته شد تا تجربه مشابه را خودشان از سر بگذرانند - یعنی نوشتن یک مقاله طبق توصیه ها- آنها سریعاً قضاوت هایشان را درباره اینکه نویسندگان اصلی مقالات چقدر به جدیت به آنچه نوشته اند باور داشته اند، تعدیل کردند، ولی آمریکایی ها به این مضمون چسبیدند که نویسندگان مقالات عقاید صریحشان را بیان کرده اند.یکی دیگر از تفاوت های عجیب که توسط محققان کشف شد، در روش پاسخ آسیای شرقی ها و آمریکایی ها در استودیوها در مواجهه با تناقض ظاهر شد.
دکتر نیسبت می گوید: وقتی استدلال هایی ضعیف تر علیه آمریکایی ها اقامه شد، آنها تمایل داشتند به وسیله در هم کوبیدن استدلال های ضعیف تر و حل تناقض تهدیدآمیز درون ذهنشان، عقاید خود را تقویت کنند، ولی آسیایی ها بیشتر تمایل داشتند با اذعان به اینکه حتی استدلال های ضعیف تر هم حسن هایی دارند، موضع خود را تعدیل کنند.
مثلاً در یک مطالعه به افراد تحت آزمایش آسیایی و آمریکایی، استدلال های قوی ای به نفع تامین بودجه یک پروژه تحقیقاتی درباره فرزندخواندگی ارائه شد. به یک گروه دیگر، استدلال هایی قوی در حمایت از پروژه و استدلال هایی ضعیف علیه آن ارائه شد.
هم افراد آمریکایی و هم آسیایی در گروه اول حمایت قوی ای از پروژه کردند، ولی با اینکه آسیایی ها در گروه دوم به استدلال های ضعیف مخالف با کاهش حمایت خود پاسخ دادند، آمریکایی ها واقعاً حمایت خود از پروژه را در پاسخ به استدلال های مخالف افزایش دادند.
در مجموعه ای از مطالعات، دکتر نیسبت و کیاپینگ پنگ از دانشگا کالیفرنیا در برکلی دریافتند که افراد تحت آزمایش چینی تمایل کمتری از آمریکایی ها، نسبت به حل تناقضات در بسیاری از مواضع دارند. وقتی از آمریکایی ها خواسته شد تا یک درگیری بین مادران و دختران را تحلیل کنند، آنها سریع به نفع یکی از طرفین موضع گیری کردند، ولی چینی ها بیشتر تمایل داشتند حسن های هر دو طرف را ببینند و مثلاً این گونه اظهارنظر می کردند که: هم مادران و هم دختران نتوانسته اند همدیگر را درک کنند .
وقتی به این دو گروه، انتخاب بین دو نوع مختلف استدلال فلسفی ارائه شد که یکی مبتنی بر منطق تحلیلی و حل تضاد و دیگری مبتنی بر روش دیالکتیک و پذیرفتن تضاد بود، چینی ها رویکرد دیالکتیک را پذیرفتند در حالی که آمریکایی ها استدلال های منطقی را ترجیح دادند و چینی ها طرفداری بیشتری از آمریکایی ها نسبت به ضرب المثل های دارای تضاد ابراز کردند.
مثل این حکمت چینی که می گوید: آدم های خیلی متواضع، کمی لاف زن اند . دکتر نیسبت می گوید: افراد تحت آزمایش آمریکایی این تضادها را واقعاً اعصاب خردکن تلقی کردند.دکتر نیسبت و دکترآرانورنزیان از دانشگاه ایلی نویز همچنین علایمی را کشف کردند مبنی بر اینکه وقتی منطق و دانش تجربی در تضاد باشند، آمریکایی ها بیشتر از آسیایی ها طرفدار قواعد منطق صوری اند که این امر به علت همراهی با یک سنت در جوامع غربی است که از یونان باستان آغاز شده است.
مثلاً محققان دریافتند وقتی به آمریکایی ها این استدلال منطقی ارائه شود: تمام حیوانات دارای پشم به خواب زمستانی می روند، خرگوش ها دارای پشم اند، بنابراین خرگوش ها به خواب زمستانی می روند ، آنها تمایل دارند اعتبار استدلال را بپذیرند و ساختار صوری آن را که مربوط به قیاس است از محتوای آن که ممکن است صحیح یا ناصحیح باشد، جدا کنند. برعکس، آسیایی ها، بر مبنای ناصحیح بودن [نتیجه]، این قیاس ها را نامعتبر می دانستند. [زیرا همه حیوانات دارای پشم در واقع به خواب زمستانی فرونمی روند].
با اینکه اختلافات فرهنگی ای که در آثار محققان رهگیری شده است بسیار مهم اند، اما منشأ آنها چندان آشکار نیست. شواهد تاریخی نشان می دهند که بین اندیشیدن غربی و شرقی دست کم از دوران های باستانی یک شکاف وجود داشته است. سنت منازعات خصومت آمیز، استدلال منطق صوری و استنتاج تحلیلی که در یونان شکوفا می شد و یک فهم از بافت و پیچیدگی، استدلال دیالکتیکی و نیز مدارا در مقابل یین و یانگ های زندگی در چین رشد می یافت.
اینکه چقدر از این تفاوت شرقی - غربی نتیجه اعمال اجتماعی و مذهبی متفاوت، زبان های متفاوت یا حتی جغرافیای متفاوت است، کسی نمی داند، ولی دکتر نیسبت معتقد است هر دو سبک، مزایا و محدودیت هایی دارند و هیچ کدام از این دو رویکرد اموری ژنتیک نیستند، زیرا آمریکایی های آسیایی تبار که در ایالات متحده متولد شده اند به لحاظ شیوه های اندیشیدن از آمریکایی های اروپایی تبار غیرقابل تشخیص اند.
با این حال هنوز همه قبول ندارند که کلیه تفاوت هایی که توسط دکتر نیسبت و همکارانش توصیف شده نمایانگر تفاوت های بنیادین در فرایندهای روانی است.
مثلاً دکتر پاتریشا چنگ، استاد روان شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس معتقد است، بسیاری از یافته های محققان با تجربیات خود او هماهنگ است. او می گوید: من که در یک خانواده سنتی چینی بزرگ شده ام و علاوه بر آن در فرهنگ غربی هم بوده ام، برخی عادات تدافعی در تفسیر جهان را می بینم که در میان فرهنگ ها، مختلف است و همان ها خود منجر به تفاوت های گسترده ای می شود .
ولی دکتر چنگ فکر می کند برخی تفاوت ها - مثل تسامح آسیایی ها در مقابل تناقض- کاملاً اجتماعی اند و هیچ تفاوتی در تسامح منطقی وجود ندارد.
تا آنجا که لابراتوارها، تفاوت های واقعی را در ادراک و اندیشیدن نشان می دهند، روان شناسان باید به طور بنیادین افکار آنان را درباره آنچه کلی و جهانی است و آنچه را که نیست مورد بازنگری قرار دهند و الگوهای جدیدی از فرآیندهای ذهنی را توسعه دهند که تاثیرات فرهنگی را نیز ملحوظ کند.
منبع:
نیویورک تایمز- جولای 2006
منیع :
همشهری آنلاین