مهارت‌های افزایش یادگیری در فصل امتحان

مهارت‌های افزایش یادگیری در فصل امتحان
امتحان را همه ما به خوبی می‌شناسیم و با تمام وجود آن را لمس و احساس کرده‌ایم و درباره آن کوله‌باری از خاطرات تلخ و شیرین به همراه داریم. فصل آ‌زمون‌ها فرا رسید، فصلی که نیازمند به کارگیری یک برنامه‌ریزی منسجم و مجددانه است. چون برنامه‌ریزی روش نظام‌دار انجام امور است و بدون به کارگیری آن، اهداف حاصل نمی‌گردد. در حالت فقدان برنامه، به روزمرگی دچار خواهیم شد و با انجام مطالعات پراکنده انگیزه‌های خود را ضعیف می‌سازیم که محصول آن اضطراب و نگرانی‌هاست.
برای داشتن یک برنامه‌ریزی موفق در فصل امتحانات و ارزشیابی اول باید افکار محدود کننده را از خود دور کنید و به یک موجود معنوی تبدیل شوید، موجودی که در قلمرو درونی‌اش محدودیتی ندارد و در این صورت به این باور که: \"من می‌توانم در این لحظه چنین کاری را انجام دهم\" می‌رسید و جالب اینکه با چنین باوری تمام کمک‌های مورد نیاز را دریافت خواهید کرد. اگر بخواهید که ذهن خود را در جایگاهی قرار دهید که معجزه بیافریند، باید همه چیز را با برنامه و توکل در آمیزید.
بعضی از صاحب‌نظران معتقدند: مطالعه برای امتحان یعنی خواندن و بازخواندن یک قطعه، یادداشت برداشتن، مطالب را بررسی کردن و در اولویت و درجه اهمیت لازم قرار دادن است. گروه دیگری می‌گویند: مطالعه و خواندن کتاب یا نوشته، کار پویا و فعال است و منتج به یادگیری و یاد سپاری و انتقال مجدد می‌شود.
لازم است بدانید برای بهبود و افزایش یادگیری در زمان امتحان باید اصول زیر را رعایت کنید؛

مهارت‌های پیش از مطالعه:
1- تعیین هدف و انگیزه: داشتن هدف و انگیزه از عوامل مهم روند یادگیری است. وقتی با مطالب درسی هدفمند برخورد می‌کنید به آرامش روانی و مرزهای قدرت یادگیری
می رسید. زیرا داشتن هدف ترسیدن از کمبودها را کاهش می‌دهد. چون ترس از کمبودها موجب می‌شود که شما نتوانید به این موضوع پی ببرید که دارای توانایی‌های فوق‌العاده‌اید.
2- تعیین مدت لازم: اگر در شبانه‌روز هشت ساعت را برای مطالعه در نظر بگیرید شانزده ساعت به استراحت و کارهای جانبی و تغذیه اختصاص می‌یابد و چنانچه هشت ساعت را در طول روز به تناسب کار و مشغله تقسیم کنید در طول هفته شاهد پنجاه و شش ساعت وقت مفید و فرصت مطالعه خواهید بود و صد و دوازده ساعت وقت آزاد جهت استراحت و تغذیه و ورزش و... خواهید داشت. شما باید مهارت‌های یادگیری خود را تقسیم کنید. یعنی اگر قرار است سه ساعت به طور مستمر مطالعه کنید حتما بین هر یک ساعت یا یک ساعت و نیم، استراحتی داشته باشید تا دچار تراکم مطالب یا فلات یادگیری نشوید. در مسئله‌ ارتباط زمان و مباحث مورد مطالعه، نکته حائز اهمیت این است که شما عموما، مطالب عمیق و استدلالی، مانند ریاضی و آ‌مار را در اوایل روز بهتر یاد می‌گیرید. مطالعه نظری مانند فلسفه و زیست‌شناسی و منطق را بعد از ظهر بهتر می‌آموزید. مطالب ذوقی، زبان، قواعد دستوری و نظری صرف‌ مانند، ادبیات فارسی، زبان انگلیسی و تاریخ را شب بهتر یاد می‌گیرید. آرامش، خواب و استراحت کافی بخصوص در شب، برای تمرکز حواس و حافظه خیلی موثر است. در هیچ شرایطی نیمه شب مطالعه نکنید. با این توجیهات که من به مطالعه در شب عادت دارم، سکوت منزل هنگام شب بیشتر است و... خود را متقاعد نکنید که در شب بهتر مطالعه می‌کنید. خودتان راعادت دهید که روز یا اول شب مطالعه کنید. نکته دیگر اینکه توجه داشته باشید هنگام خواب یا استراحت عمیق شب آنچه که در طول روز خوانده‌اید، پردازش ذهنی می‌شود و در مغز عمل جایگزینی صورت می‌گیرد. شما به هیچ‌وجه هنگام خواب وقت تلف نمی‌کنید، بلکه ذهن شما ناخودآگاه به تثبیت آموخته‌های روز می‌پردازد.
3- انتخاب محیط مناسب: شما باید در محیطی نسبتا آ‌رام مطالعه کنید در محیط‌های خیلی شلوغ مانند پارک یا در خانه که جلسه خانوادگی تشکیل شده یا هنگامی که تلویزیون روشن است مطالعه نکنید زیرا واقعیت این است که این محیط‌ها، برای مطالعه کاملا نامناسب است. به خاطر وجود محرک‌های حواس‌پرتی شما نمی‌توانید تمرکز لازم را داشته باشید. چون ذهن شما به سرعت درگیر آنها شده و در نتیجه حواس شما از موضوع مطالعه پرت می‌شود.
4- اجتناب‌ از مواردی مانند پر بودن معده، اضطراب‌های نابجا و تخیلات: هنگامی که غذا خوردید بلافاصله مطالعه نکنید. مغز شما برای فعالیت‌های ذهنی بیش از همه به اکسیژن نیاز دارد و این اکسیژن را از خون می‌گیرد و جریان خون شما پس از غذا خوردن تا حدود یک و نیم ساعت بیشتر در اندام‌های گوارشی است تا مغز. به همین علت است که شما پس از خوردن غذا بیشتر تمایل دارید استراحت کنید. پس به خاطر داشته باشید پر بودن معده میزان یادگیری و انگیزه مطالعه را کاهش می‌دهد. در اثر مطالعه قند خون کاهش می‌یابد. بهتر است از تنقلات طبیعی از جمله کشمش استفاده شود و تا حد امکان از مواد نشاسته‌ای استفاده نشود. مصرف لبنیات مخصوصا ماست و دوغ موجب خواب‌آلودگی می‌گردد و لازم است میزان مصرفشان کاهش یابد. انجام ورزش‌های سنگین باعث خستگی و گرسنگی می‌شود و نمی‌توانید تمرکز لازم را داشته باشید پس شما باید ابتدا استراحت کنید و ‌آرام شوید و پس از ایجاد حالت یادگیری مطالعه را شروع کنید.

مهارت‌های هنگام مطالعه:
1- مطالعه فعال و جدی
2- حفظ آرامش
3- در صورت امکان یادداشت‌برداری نکات مهم
4- برخورد سئوالی با مطالعه آموختنی
5- ترک افکار منفی و تمرکز حواس
6- استراحت کردن هنگام مطالعه (هر چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت، استراحت پنج دقیقه‌ای لازم است.)
7- علامت‌گذاری نکات مهم

مهارت های بعد از پایان مطالعه:
1- تکرار آموخته‌ها و مرور آنها
2- تاکید بیشتر بر نکات علامت‌گذاری شده
3- در صورت امکان مباحثه کردن
نکته ای که در آخر باید به آن توجه داشته باشید این است که موسیقی و مطالعه نباید همزمان باشد. تحقیقات نشان داده است که موسیقی ملایم و آرامش‌بخش و بدون کلام توانایی یادگیری را افزایش می‌دهد و خیلی از افراد به خاطر برداشت نادرستی که از این موضوع داشته‌اند هنگام مطالعه به موسیقی گوش می‌دهند.
باید تاکید کرد که گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی یک عامل حواس پرتی بسیار را در اختیار ذهن گذاشتن، چون ذهن نمی‌تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد. شما می‌توانید قبل و بعد از مطالعه به موسیقی بدون کلام گوش دهید و از گوش دادن به موسیقی تند خودداری کنید.

جی 5 چیست؟

جی 5 چیست؟
مطمئناً تا به حال حتی برای یک بار هم که شده مطلبی را به یاد نیاورده اید حتماً اینطور بوده است حتماً شده به زحمت مطالبی را که می دانسته اید و به قول معروف نوک زبانتان بوده است را به خاطر آورده اید. این به این دلیل است که مطالبی را که آموخته اید به طور کامل وارد حافظه دراز مدت شما نشده اند و شما سعی بر حفظ آنها برای تمامی عمر نکرده اید. حال چگونه می توان مطلب ، نکته ، کلمه و یا حتی شماره تلفنی را به حافظه بلند مدت سپرد و هرگز آن را فراموش نکرد.
جی 5 در واقع یک روش یادگیری و به خاطر سپاری مطالب توسط وسیله ای است که بسیار ساده و قدرتمند عمل میکند. این وسیله با تکیه و با استفاده از قاعده منحنی فراموشی ابینگ هاووس، پاداش های فوری اسکینر، قانون همه چیز یا هیچ چیز گاترین و تداعی تکرار، مطالب را وارد حافظه بلند مدت شما می کند.
طبق منحنی فراموشی ابینگ هاووس امکان فراموشی آنچه یاد گرفته اید در روز اول یعنی 24 ساعت پس از یادگیری 20 تا 25 درصد است و به مرور از آن کاسته می شود، بنابراین اگر مطلب فراگیری شده در فاصله یک روز مرور شود عملاً 20 درصد از احتمال فراموشی آن کم خواهد شد و به طور کل به نحوی مطالب را برایتان با مرور به درصد بالاتری از به خاطر سپاری نزدیک خواهد کرد و آموخته هایتان در مرحله ای از خطر فراموشی قرار نگیرند.
بر اساس تحقیقات انجام شده در بنیاد B.F.Skinner توسط بوریس فردریک اسکینر هرگاه به یک رفتار بلافاصله و به صورت آنی پاداشی داده شود آن رفتار تکرار خواهد شد. پس با هر بار جواب مثبت گرفتن و احساس رضایت کردن از پاسخ به یک سوال ، برای شما شوق مرور سؤال بعدی به خاطر پاداش بلد بودن آن افزایش خواهد یافت این همان پاداش های فوری اسکینر است.
این دانشمند برای بررسی نقش آزمون و خطا در یادگیری ، آزمایش هایی را طراحی و اجرا کرد.او برای انجام مطالعات خود جعبه ای به نام جعبه اسکینر طراحی کرد که در این جعبه اهرمی وجود داشت که با فشار دادن آن مقداری غذا به درون جعبه می ریخت. اسکینر موشی را درون جعبه قرار داد. موش درون جعبه به جستجو می پرداخت و هر از چند گاهی به صورت تصادفی به اهرم فشار می آورد و با وارد آمدن فشار مقداری غذا به درون جعبه می ریخت. ابتدا موش بدون توجه به اثر اهرم این کار را انجام می داد اما بعداً دریافت اگر اهرم را فشار دهد غذا به دست می آورد. در این رفتار که نوعی یادگیری است موش یاد گرفت که انجام یک عمل خاص موجب پاداش و یا تنبیه خواهد شد. اگر انجام آن رفتار به دریافت پاداش منتهی شود احتمال تکرار آن افزایش می یابد.
آقای آر- اِدوین- گاترین، دانشمند آمریکایی در مورد حافظه کوتاه مدت و دراز مدت می گوید نمی توانیم بگوییم مطلب کمی وارد حافظه دراز مدت شده است. اگر چیزی را فراموش می کنیم حتماً‌ در حافظه کوتاه مدت قرار داشته است، باید آنقدر آن مطلب تکرار شود تا به حافظه دراز مدت ما منتقل شود. از این رفتار در جی5 استفاده شده است و همین امر باعث می شود تا یادگیری مطالب اطمینان بخش و قابل اعتماد باشد و همین امر باعث بالا رفتن ضریب اعتماد به نفس و در نتیجه بالا رفتن راندمان یادگیری می شود.
جی5 اصلی از 5 خانه تشکیل شده است که اندازه ی این خانه ها بر اساس منحنی فراموشی دارای تناسب سعودی است ، به صورتی که خانه شماره ی یک، 1 واحد ، خانه ی شماره ی دو، 2 واحد، خانه شماره ی سه، 5 واحد ، خانه شماره ی چهار، 8 واحد و خانه ی شماره ی پنج، 14 واحد است.
شیوه و روش استفاده از این وسیله به این صورت است که سؤالات خود را به صورت دسته بندی شده و خلاصه روی برگه هایی به نام جی برگ می نویسید و در پشت آن ها به صورت سکه ای و نه اسکناسی جواب های آن ها را به طور مثال روی برگه ای به ابعاد 5/7 × 5 سانتی متر که در محتوای بسته جی5 با عنوان جی برگ خام موجود است سؤال "چه چیزی باعث سبز شدن برگ درختان می شود" را می نویسم و در پشت آن جواب "کلروفیل" را می نویسم. به این صورت مجموعه ای از سوالات و جواب ها را به صورت دسته بندی آماده می کنیم در این روش باید سعی شود حدالمقدور جواب ها کوتاه و در حد یک کلمه باشند.
همه جی برگ ها را درون خانه شماره یک تا حدی که کاملاً پر شود قرار می دهیم، تا حدی که جا برای برداشتن یکی یکی جی برگ ها وجود داشته باشد و هنگام برداشتن یک جی برگ بقیه جی برگ ها همراه آن در نیاید.
سؤال را مرور می کنیم، اگر جواب آن را بلد بودیم در خانه شماره ی 2 که 2 واحد است قرار می دهیم، باز از خانه شماره ی 1، یک جی برگ بر می داریم و باز سؤال را می خوانیم، اگر بلد بودیم به خانه ی شماره ی 2 و پشت جی برگ اول قرار می دهیم و اگر بلد نبودیم به پشت جی برگ های درون خانه شماره ی 1 و در آخر همه قرار می دهیم.
پس از تکرار این کار و خالی شدن خانه شماره ی 1 می بایست خانه ی شماره ی 2 را کاملاً و به اندازه ی 2 واحد پر کنیم، پس به اندازه ی 1 واحد یعنی خانه شماره ی 1 جی برگ درون آن قرار می دهیم. باز هم سؤالات را مرور و در صورت بلد بودن جی برگ را به خانه 2 منتقل می کنیم، حالا خانه 2 کاملاً پر شده است ولی، فقط به اندازه ی خانه ی شماره ی 1 حق برداشتن و مرور جی برگ و انتقال آن ها به خانه شماره ی 3 را داریم، ممکن است؛ و همانطور که در مورد جی تا که ورژن جدید جعبه جی5 است، خانه شماره ی 1 ما به اندازه ی 3 واحد و یا بیشتر باشد و ما به همان اندازه حق برداشت از خانه ها را داریم.
مراحل قبل را تکرار می کنیم تا جی برگ های ما به خانه شماره ی 5 برسند و با مرور آن ها خانه شماره ی 5 نیز خالی شود. حالا دیگر مراحل تکرار تکمیل شده است و شما تمامی مطالب را به حافظه بلند مدت خود سپرده اید و به یادآوری آن ها برای تمامی طول عمر تضمین شده است. به یاد داشته باشید که روش بالا برای زمانی است که شما حدوداً سه هزار عدد جی برگ را مرور می کنید و تمامی خانه ها پر می شوند ولی ممکن است که شما بخواهید20 یا 50 عدد جی برگ را مرورکنید. در این حالت دیگر نیازی به پر شدن و برداشت به اندازه ی خانه شماره ی 1 نیست و شما در صورت بلد بودن جواب جی برگ ها، می توانید آن ها را به خانه بعدی منتقل کنید ولی اگر حتی یکی از آن ها را بلد نبودید باید آن را اگر در خانه 5 هم هستید به خانه شماره ی 1 منتقل کنید و این مراحل را دوباره طی کنید تا آن دسته از جی برگ هایی را که بلد نبودید به جی برگ های خانه های جلوتر برسند.
پس از مرور، همه جی برگ ها آن ها از خانه 5 خارج خواهند شد و به خانه ششم که ممکن است با مقسم ها ایجاد شده باشند و خانه بایگانی نیز نام دارد، منتقل می شوند. اینجاست که شما تمامی مطالب نوشته شده بر روی جی برگ ها را فرا گرفته و به حافظه دراز مدت خود منتقل کرده اید. روشی که در بالا و در شرح "جی5 چیست؟" توضیح داده شد، برای جی5 اصلی و حالت استاندارد آن بود، البته روش انجام و مرور جی برگ ها برای همه یکسان است. حال به توضیح جی5 ورژن جدید یا جی تا می پردازیم. جی تا یا "جعبه یادگیری تنظیم شونده ی آموزشی" یک روش هوشمند با جعبه ای کاملاً متفاوت و یک نوآوری مستقل است. شاید مشابه جعبه جی5، با عناوین و نام های مختلف از جمله جعبه لایتنر، موجود باشد، ولی شایان ذکر است که جی تا یک اختراع کاملاً علمی تر از جعبه لایتنر و هوشمندتر از آن است که می تواند هماهنگ با نوع یادگیری، مقطع زمانی و تحصیلی فرد یادگیرنده و تعداد جی برگ های نوشته شده در روز، تنظیم شود.
نوع چیدمان این جعبه برای10 الی 15 عدد جی برگ نویسی در روز و 50 الی 100 عدد جی برگ نویسی در روز متفاوت است. پس این را به خاطر داشته باشید که جی5 نوع جدید یا جی تا هماهنگ با فراگیری ذهن شما، استعداد و توانایی شما در جی برگ نویسی، نوع و حجم مطالبی را که فرا می گیرید و مقطعی که در حال فراگیری مطالب هستید، قابل تغییر و هماهنگ سازی است. پس جی تا یک جعبه هوشمند و با آن روش انحصاری ای همراه است که به ذهن سپاری مطالب را توسط شما تا 100 درصد تضمین می کند.

تقویت حافظه « پنچرگیری سلول های خاکستری»

تقویت حافظه « پنچرگیری سلول های خاکستری»

قسمت اول

چکار کنیم که حافظه مان برای شب های امتحان کم نیاورد؟
شروع شدن امتحانات دبیرستان ها و دانشگاه ها، تنور راهکارهایی برای تقویت حافظه را گرم می کند؛ تنوری که در آن از تکنیک های ذن و مدیتیشن تا تجویز شب به شب 20 عدد آلوچه خیس کرده پیدا می شود. حالا اگر شما هم هر چه از اول ترم یاد گرفته اید و همه اسم ها و آدرس ها و تمام اطلاعات دنیا همیشه نوک زبانتان است و هر کاری می کنید از دنیای ذهنتان بیرون نمی آید یا اگر امروز با کلی ذوق و شوق در مورد مطلبی حرف می زنید و آخر هفته سردرگمی گرفته اید که موضوع صحبتتان چی بود، این مقاله را بخوانید و در عرض سه سوت ( با توجه به قدرت تندخوانی تان) به یک کامپیوتر سیار تبدیل شوید!

کدام نوع حافظه را دارید و چطور می توانید به خاطر بسپارید؟
یادم تو را فراموش
« دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد» حکایت همین حافظه است. رابطه این ضرب المثل با حافظه هم این است که هر آدمی هر چقدر هم فراموش کار باشد و هر چقدر هم به خاطر سپردنی ها را به سرعت برق و باد از یاد ببرد، بالاخره یک مدل حافظه توی کله اش پیدا می شود که با تقویت آن می تواند حفظ آبرو کند. چه مدل هایی؟ سه مدل دیداری، شنیداری و رفتاری که اتفاقاً پیدا کردن و تقویت کردنشان اصلاً هم سخت نیست؛ طوری که این کار، قابلیت این را هم دارد که کم کم به یک بازی بامزه تبدیل شود؛ حافظه بازی.

حافظه شما دیداری است
حتی اگر بعد از ده سال، دوست دوران دبیرستانتان را ببینید که رفته پیش بهترین دکتر و بینی اش را به طبیعی ترین شکل ممکن عمل کرده، به محض دیدنش می گویید دماغت کوووو؟! واقعیت این است که شما اصلاً هم آدم آبروبر یا ضد حال زن یا حسودی نیستید. شما فقط حافظه دیداری قوی ای دارید و در مورد چیزهایی که قبلاً دیده اید نمی شود با شما شوخی کرد. یادآوری جزئیات خانه ای که بچگی هایتان را در آن گذرانده اید یا همین جایی که الان نشسته اید و این مطلب را می خوانید، یادآوری جزئیاتی مثل رنگ دیوارها، پرده ها، رویه مبل ها و... (البته با چشم بسته) نشان می دهد که خوشبختانه شما حافظه دارید، آن هم از نوع دیداری.

پس اگر حافظه تان دیداری است
ساده ترین کار این است که همه چیز را به صورت تصویری حفظ کنید. باور کنید جواب می دهد؛ این طوری که برای یادآوری هر چیزی، یک نماد تصویری پیدا کنید چون نماد تصویری بهتر در یاد شما می ماند؛ مثلاً برای به یادآوری شخص سبک پایی که همیشه توی دردسر می اندازد تان، تصویر یک جفت پای کوچولوی در حال دویدن را به خاطر بسپارید! مطالب حفظ کردنی را هم یادداشت کنید و موقع یادداشت کردن ترتیب پشت هم قرار گرفتن کلمات را به خاطر بسپارید. بعد هم با به یادآوردن آن ترتیب، موقع سخنرانی مثل بلبل چه چه بزنید.

حافظه شما شنیداری است
اصلاً بی خیال شما راه انداز تلفن خانه تان هستید و به محضی که گوشی را بر می دارید، به برادرتان که آن طرف خط دارد خودش را لوس می کند و ادای پدرتان را در می آورد که بعداً به تان بخندد، می گویید خودتی! در این مورد اگر به تان گفتند آدم ضایع کن بی ترتیب، اصلاً زیر بار نروید و با صدای بلند اعلام کنید که نه آدم ضایع کن هستید و نه بی تربیت؛ شما فقط دارای یک حافظه شنیداری قوی هستید و کافی است صدایی را یک بار با دقت بشنوید. آدم هایی که حافظه شنیداری شان قوی است، شعرها را به وزن می خوانند و در آرامگاه شاعران ویبره راه نمی اندازند، ریتم موسیقی را کم و بیش درک می کنند و بهتر شعر حفظ می کنند.

پس اگر حافظه تان شنیداری است
حافظه شنیداری تان را با دیگر حافظه هایتان که ضعیفند، پیوند بزنید. حالا این پیوند بزنید یعنی چه؟ یعنی چیزهایی را که می خواهید به یاد بیاورید، یک بار شمرده شمرده برای خودتان تکرار کنید. برای یادآوری شماره تلفن ها، کدها و رمزها آنها را به صورت آهنگین حفظ کنید؛ مثلاً برای یادآوری کد 256 بگویید: 256، آرد نخود با کشمش. مهم نیست که شعرتان مضحک باشد، قرار نیست آن را بلند بلند توی صف عابر بانک بخوانید.

حافظه شما رفتاری است
بعد از دو ماه که به کلاس پیانو رفته اید، می توانید آهنگ دلخواهتان را بزنید و حالش را ببرید. همه به شما به چشم بهتوون ثانی نگاه می کنند که پیانو زدنش اشک مدعیون را در می آورد. البته ممکن است بهتوون دیگری متولد شده باشد، ما هم بخیل نیستیم. اما قضیه این است که بیشتر احتمال دارد شما دارای یک حافظه قوی رفتاری باشید.
تمرکز حافظه رفتاری روی حرکت است. کسانی که حافظه رفتاری قوی دارند، ساز زدن را زود یاد می گیرند (بتهوون ثانی در کار نیست!)، توی بچگی شان لازم نیست هزار بار زمین بخورند تا دوچرخه سوار شوند، حرکات آدم های دور و برشان را هم خوب تقلید می کنند و اینها.

پس اگر حافظه شما رفتاری است
حرکت همه چیز را به خاطر بسپارید. اگر اسم خیابان ها از یادتان می رود، با کمک حافظه رفتاری تان گردش به راست ها و چرخش به چپ ها را به یاد بیاورید. حتی در موقع حفظ کردن متن ها اگر حالتی را که دارید به خاطر بسپارید، بعدها می توانید آن را به یاد بیاورید. حافظه رفتاری در حفظ کردن شماره تلفن ها محشر است؛ طوری که می توانید به جای اینکه صدبار بگویید 258456159 و آخرش هم یادتان برود، یک بار به خاطر بسپارید که این شماره ها یک ضربدر با یک اسلش اضافه را روی صفحه شماره گیر تلفن نشان می دهند. این طوری نگاه نکنید، اگر حافظ غالبتان رفتاری باشد، کار ساده ای است.
هزار و یک راه وجود دارد که شبکه ارتباطات عصبی آدم سالم بماند

خون به مغزم نمی رسه!
شبکه ارتباطات عصبی مغز همان جایی است که بعد از چند وقت که از آکبندی در می آید، کم کم تحلیل می رود و دچار عارضه هایی می شود؛ عارضه هایی که اولش زیاد مهم نیستند اما بعد از مدتی باعث می شوند در روز صد بار بگوییم « آخ یادم رفت» و بعدش هم صدبار غرغر آدم هایی را که شبکه ارتباطات عصبی شان مثل بنز کار می کند، به جان بخریم. اما این وسط راهکارهایی هم وجود دارد که شبکه ارتباطات را حال می آورد و به راهش می کند.
* با حساب کتاب بخورید: خوراکی هایی هستند که به بالا بردن قدرت حافظه و یادگیری و اینها معروفند. حالا واقعاً این خوراکی ها چه کار می کنند؟ قضیه این است که این خوردنی ها در مجموع به گردش خون در مغز کمک می کنند و باعث می شوند اصطلاحاً خون به مغزمان برسد؛ خوراکی هایی که تقریباً همه شان هم در سبد مواد غذایی مان پیدا می شوند اما فقط وقتی به تقویت حافظه کمک می کنند که مرتب خورده شوند.
کندر، زغال آخته، اسفناج، انگور، سیر و کنجد از معروف ترین خوراکی هایی هستند که به تقویت حافظه کمک می کنند. غیر از اینها جگر تازه و تخم مرغ و بادام هم در این زمینه مدعی اند؛ خوراکی هایی که یا از سبزیجات و میوه های تازه اند یا دارای چربی طبیعی که جان می دهند برای رساندن خون تازه به مغز.
* ورزش کنید: ورزش به غیر از اثراتی که روی بدن سالم که خانه اول و آخر عقل سالم است می گذارد باعث می شود سلول های عصبی مغز دیرتر پیر شوند دانشمندها هم برای اینکه اثر ورزش روی حافظه را به ما ثابت کنند، باز رفته اند یک سری موش زبان بسته را آورده اند و رویشان آزمایش کرده اند. نتیجه آزمایش هم این شده که موش هایی که صبح تا غروب توی گردونه می چرخیدند، از آنهایی که می خورند و می خوابیدند خیلی دیرتر دچار پیری حافظه شدند.
* دارو بخورید: همیشه هم این طوری نیست که دارو خوردن ضرر داشته باشد؛ بعضی داروها هم هستند که به تقویت حافظه کمک می کنند. البته همان داروها هم اگر دستور پزشکی پشت سرشان نباشد تاثیر عکس می گذارند که گفتن ندارد.
داروهایی که به قرص های هوش معروفند، با تاثیراتی که روی کاهش و افزایش های مثبت در مغز و سلول های عصبی می گذارند باعث کاهش اضطراب و فراموشی و افزایش حافظه می شوند. اسیدفولیک، ویتامین B12 و ویتامین E از آن دسته داروهایی هستند که به صورت مکمل های غذایی، حسابی انتقال دهنده عصبی تولید می کنند و حافظه تان را تکثیر می کنند!
* خودتان را لوس کنید: این روش که حسابی جواب داده است، یک جورهایی از این دست دادن و از آن دست گرفتن است؛ طوری که توجه به خود و حفظ آرامش به مرور باعث کاهش اضطراب و استراحت مغز می شود و در نتیجه این لطف، مغز همه اطلاعاتی را که می خواهید به موقع در اختیارتان قرار می دهد. بهترین مدل به خود رسیدن هم برای به دست آوردن دل مغز این است که ساعت های مشخصی را به انجام کارهای آرام بخش اختصاص دهیم. خواندن قرآن یا دعا، گوش کردن به موسیقی، قدم زدن، مطالعه همراه با سوت زدن و ورزش یوگا، از بهترین روش های شیتیل دادن به مغز است.

مدیریت طلاق آرام

مدیریت طلاق آرام

می دانم مصمم به جدایی هستید! می دانم، به خوبی می دانم که چه حالی دارید! شما هیچ علاقه ای به همسرتان ندارید، شاید هم از اول علاقه ای به او نداشتید! حتی از او متنفرید! شاید هم کنار او احساس امنیت نمی کنید!
حتی احساس می کنید حضور او برایتان چندش آور است! حضورش! صدایش! بوی بدنش! مهم تر از همه توهین هایش! این ها همه شما را کلافه کرده است....... شما در شرایطی قرار گرفته اید که احتمالاً حرف هیچ کس را گوش نمی کنید، با گوش سپردن به گفتگوهای درونی اتان هم به راه حلی نمی رسید، اما شک ندارم در پس احساس به بن بست رسیدن در نیم شبی شاید در اینترنت در جستجوی راه حل بگردید و به این مقاله بر بخورید......... اما، اما واقعاً اگر تصمیم به جدایی دارید به نکات زیر توجه نمائید:
1. شما اگر تصمیم به جدایی دارید باید یک کار انجام دهید و آن این است که«هیچ کاری انجام ندهید!» تصمیم گیری در شرایط بحرانی به هیچ وجه به صلاح شما نیست! بدون شک اغلب نزدیکان شما این جمله را صدها بار به شما گفته اند:«خوب فکر کن»! و شما هم در حال فکر کردن هستید. این فکرها از ذهن شما عبور می کند: آیا جدا شوم یا خیر؟ اگر جدا شوم آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ جواب در و همسایه را چی بدهم؟ اصلاً آیا می توانم طلاقم را بگیرم یا نه؟ تکلیف فرزندان من چه خواهد شد؟ آیا مهریه ام را به اجرا بگذارم یا نه؟
همه این افکار، ذهن شما را حسابی فلج کرده است! پس نیاز است که مدتی در خلاء زندگی کنید و تا جایی که می توانید«به هیچ چیز فکر نکنید». در حال حاضر ذهن شما کاملاً گیج و منگ است و راه و چاه را از هم تشخیص نمی دهد! شما به آرامش نیاز دارید مسلماً پس از یک دوره«مرخصی روانی» عقلائی تر تصمیم خواهید گرفت.
2. پس از به آرامش رسیدن و حتی قبل از آن حتماً به یک مشاور خانواده مراجعه نمائید و به هیچ وجه خود درمانی نکنید.
3. اگر دلیل متقن و محکمه پسندی برای جدایی ندارید، هرگز و هرگز برای جدایی اقدام قانونی انجام ندهید، چرا که بدون دلیل نمی توانید طلاق بگیرید! با اطمینان کامل می گویم که با هر اقدام قانونی از قبیل مطالبه مهریه و نفقه و غیره آغاز گر یک جنگ فرسایشی بسیار طولانی خواهید شد.
همیشه مرد با اطلاع از اقدامات قانونی همسرش به شدت عصبانی خواهد شد و تا توان دارد تلاش می کند تا از همسرش انتقام بگیرد. این جمله را به خاطر بسپارید:«هرگز دیگران را عصبانی نکنید، هر زمان شخصی را عصبانی کردید به او انرژی تزریق کرده اید که علیه شما دست به اقدامی بزند!»
4. به احتمال زیاد رابطه شما قابل بازسازی است شما باید تمام مساعی خود را بکار گیرید تا به زندگی مشترک ادامه دهید، اما شک ندارم که با تحمل و اجبار زندگی میسر نیست و اگر مشکل ریشه ای حل نشود دوباره از زندگی مشترک بیرون می زنید یا به بیرون پرتاب می شوید این بار با شدت و حدت بیشتری این اتفاق رخ خواهد داد!
5. به جای اینکه مدام همسرتان را متهم کنید روی خودتان متمرکز شوید، اگر در تلاش اید که همسرتان را به هزار دلیل مقصر جلوه دهید راه را اشتباه رفته اید و هرگز به جایی نخواهید رسید! می گویند:«تو جلو خونه خودتو تمیز کن من هم جلو خونه خودمو، تا شهر تمیز بشه!» اما متأسفانه زمانی که رابطه زوجین خراب می شود مثل این است که هر کس زباله های خودش را جلو خانه همسایه بریزد و همسایه هم زباله های خود را به آنها اضافه می کند و همه را جلو خانه ما پرتاب می کند و ما هم دوباره همه آنها را به جلو خانه همسایه می اندازیم و داستان افزایش و پرتاب زباله به ما کمک خواهند کرد، معلوم است که در چنین شرایطی نتیجه چه خواهد بود. جلو چشم ما را کوهی از زباله فرا خواهد گرفت و واقعیت ها در پشت این زباله ها مخفی خواهد ماند، پس تمیز کردن کوچه را از برابر خانه خود آغاز کنید!
منبع:نشریه راه کمال- شماره 30

گوش کنید با شما سخن می گویم!

گوش کنید با شما سخن می گویم!

به نام او، که پدر و مادر را خلق کرد.
به نام شروع کننده ی زندگی و پایان دهنده ی آن.
چقدر سخته که یک کلبه خراب بشه، کلبه ی ما هم، هر چند از اول خراب بود، ‌ولی حالا دیگه ویران شده. با پا له شده. نمی دونم ...! خودمون کردیم؟! خدا کرده؟! آدم های دیگه کردن؟! یا زمان و شرایط کرده؟!
اولش زمان، شرایط، جهل و نادونی آدم ها و بعد شاید گفت، قسمت و خدا...
و حالا در آخر،‌ ما همه ی اعضای این خونواده به این نتیجه رسیدیم تا بقیه ی دیوارهای ترک خورده ی این خونه ی 34 سال ساخت رو که نمایی زیبا، ولی داخلی زشت با رنگ سیاه دوست نداشتن و بی محبتی،‌ بنفش فریاد، قرمز غم، زرد کینه، طوسی شک و دودلی، سبز نا آرومی و آبی سرد داره، خراب کنیم و حالا این کار رو کردیم. به این امید که دوباره ساخته بشه. نه یکی، بلکه دو تا خونه مجزا ، با اعضای جدیدی که شاید اونها در کنار پدر و مادر ما ، بهتر بتونند رنگ درست کنند و خونه شون رو رنگ آمیزی کنند؛ دیوارهای سبز زندگی، پنجره ها آبی آسمونی آرامش، مبلمان ها به رنگ زرد و نارنجی شادی و شعف و چراغ ها به رنگ قرمز دوست داشتن و محبت و در آخر، آوایی تثبیت شده از نوای خوشبختی به رنگ ارغوانی. و ما بچه ها ، از ایثار پدر و مادرمون سوختیم، از این که اونها سوختند و این دو بزرگوار، در سایه صبر و تحمل چندین ساله،‌ زیر این دیوارهای خونه یی که سال 1354 در شهرستانی کویری از دو جنس متفاوت ، یکی سخت از جنس وسعت کویر و دیگری نسیم، از جنس کوچه باغ های سبز، برپاشده بود خرد شدند و ما را به دنیا آوردند.
ابتدا با ذهن کوچک مان فکر می کردیم دنیا زشت و بی رحم است، ولی نه، اشتباه بود. خطاها،‌ دیدگاه و نگاه، رفتارها و ذهن بزرگترهای مان زندگی و دنیا را پیش چشمان مان زشت وتیره کرده بود. آنها فراموش کرده بودند تا با هم سبز باشند ،‌آنها رنگ قرمز محبت را بطور جداگانه به فرزندان زیبای شان نثار می کردند و این نثار آن چنان چرخ دنده های زندگی را سخت تر کرد که چرخش آن به پایان رسید.
گاهی حرکتی کند و گاهی حرکتی از حد گذشته تند...
پس این نابسامان بودن چرخش زندگی، خوشبختی، سعادت و مهمتر از همه نعمتی که خداوندگار به بشر بخصوص به جفت ها عطا کرده را از دست دادند و گل های باغچه شان را فراموش کردند. پس حال این باغبانان کی می خواهند خود مزمزه کننده ی طعم خوش این نعمات الهی باشند.
باید راه حلی باشد تا ما اعضای خانواده به نتیجه یی برسیم، برای بدست آوردن نعمتی وارسته که همان زندگی زن و مرد و همان وظیفه زمینی ماست. من و خواهر و برادرم به امید روزی هستیم تا پدر و مادرم هر کدام به تنهایی مزه ی خوش زندگی و خوشبختی را بنا به تعبیری که هر کدام از آن دارند بچشند. ما به امید این هستیم تا آنها به گونه یی با رنگ سبز زندگی آشنا شوند، تا چشم بسته ،کشیدن کلبه یی را با مداد سبز زندگی،‌ آرامش ، لبخند و محبت را برای فرزندان ما که مطمئناً نوه هایی شیرین و دوست داشتنی هستند به ارمغان آورند و آن را به دست شان بدهند.
ای پدر و مادر
ای کسانی که واقعاً جان مان را فدای تان می کنیم، دوست تان داریم، چون بیشتر خواهان خوشبختی شماییم تا خودمان.
سعیده - نور
منبع: 7 روز زندگی شماره 84

پیش از ازدواج به دنبال دلایل طلاق باشید

پیش از ازدواج به دنبال دلایل طلاق باشید
اگر چه دلایل بسیاری برای شکست خوردن ازدواج ها وجود دارد اما در بسیاری از موارد می توان مشترکاتی را نام برد. اغلب دلایل طلاق پیش از ازدواج وجود دارند اما به خاطر دوره عشق بازی و باورهای مبهم از آن ها چشم پوشی می شود.
● ناسازگاری
همه یکتا هستیم و مانند برفی که در زمستان می آید همزمان بر روی زمین نمی نشینیم.آیا چیز عجیبی است که بگوییم یکی از دلایل طلاق ناسازگاری است؟
مطمئناً نه اما موضوع تعجب آور ناتوانی ما در شناسایی این ناسازگاری ها قبل از ازدواج است.
چرا در افرادی که برای اولین بار یکدیگر را می بینند و از هم خوششان می آید با هم ازدواج می کنند؟ باید دلیل آن را در ذیل عناوینی چون رابطه ضعیف ( ارتباط بدون شناخت، جست وجو تفاوت در دوره عشق بازی و جذابیت های افراد جست وجو کرد.
انواع مختلفی از ناسازگاری مانند انتظارت و بلند پروازی ها وجود دارد. از سویی می توان ازنوع تفکر،احساسات و انتظارات به عنوان منابع ناسازگاری نام برد.
● مشکلات اقتصادی
وقتی مشکلات اقتصادی فشار می آورد، تفاوت سلیقه در دخل و خرج می تواند ریشه طلاق شود. برای مثال وقتی زنی بدون در نظر گرفتن وضعیت مالی دست به خریدهای غیر ضروری می زند و یا مردی که تحت فشار مالی نسبت به وضعیت اقتصادی بی خیال است، راه برای طلاق گرفتن تسهیل می شود.
● بد رفتاری
بد رفتاری می تواند فیزیکی، احساسی و جنسی باشد. در بسیاری از موارد یکی از زوجین از طریق کتک کاری یا فشار برای کار بیش از حد، تحقیر و توهین مداوم و پرخاشگری، بد رفتاری می کند.
● خیانت
در فرهنگ ما و در بسیاری از فرهنگ ها ازدواج به معنای تک همسری است. اگر چه در فرهنگ ما چند زنی مشکل شرعی و قانونی دارد اما پسندیده نیست. به همین دلیل یکی از دلایل طلاق ارتباطاتی است که یا فراتر از ازدواج اول به صورت شرعی اتفاق می افتد و یا ارتباطاتی است که بین زن و مرد به صورت مشترک و غیر شرعی صورت می پذیرد.
دلایل بسیار دیگری نیز برای طلاق وجود دارد دلایلی چون:
ـ ناپختگی (عدم مهارت های زندگی)
ـ عدم تعهد به ازدواج
ـ انتظارات جنسی متفاوت
ـ مصرف مواد مخدر و الکل
ـ بیماری های روانی
ـ تفاوت در سبک زندگی
ـ از بین رفتن عشق
ـ تفاوت های فرهنگی و مذهبی
در واقع برای جلوگیری از طلاق بایستی بدانیم از زندگی چه می خواهیم و دانستن این خواسته ها احتیاج به شناخت خود دارد. در مرحله بعد بایستی بتوانیم طرف مقابل را بشناسیم تا بتوانیم در مرحله بعدی زندگی را براساس آنچه هستیم بسازیم.
منبع:شبکه خبری برنا

پس از طلاق راحت زندگی کنید

پس از طلاق راحت زندگی کنید
شاید نتوان در دنیا کسی را پیدا کرد که بعد از طلاق و شکست در زندگی مشترک دچار مشکلات عاطفی نشده باشد. دوران بعد از طلاق اصلا راحت نیست. اما چاره ای جز زندگی کردن نیست و تنها اقدام موثر این است که تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا هویت مان را دوباره بازسازی کنیم. مشکل این جاست که سال ها با هم بودن را تجربه کرده و تمام اهداف و شخصیت مان به صورت دوتایی شکل گرفته اما بعد از طلاق انگار نیمی از هویت مان پاره پاره شده و باید خودمان را از نو بسازیم.
بخشی از بازسازی وجود خودتان در این است که یاد بگیرید چگونه با بازسازی همسر سابق تان کنار بیایید. شاید تعجب کنید که چرا باید درگیر مسائل همسر سابق تان شوید که هیچ دل خوشی هم از او ندارید اما اگر به هردلیلی ناچار شوید همچنان دورادور هم که شده با او ارتباط داشته باشید؛ آن وقت می بینید که مجبور هستید درگیر مسائل او هم باشید! در این بین هیچ چیز تنش زاتر از این نیست که مجبور شوید با شریک جدید زندگی همسر سابق تان هم روبه رو شوید!

● احساسات را پنهان نکنید
 
می دانید بدترین سناریو چیست؟ خودتان را با همسر جدید شریک زندگی سابق تان مقایسه کنید! اما توجه کنید که او انسان دیگری است کاملا متفاوت از شما و سایر انسان ها، پس به هیچ وجه خودتان را با او مقایسه نکنید و این حس را کلا از خود دور کنید. اگر نسبت به همسر تازه او واکنش منفی نشان داده یا بخواهید او را بی ارزش جلوه دهید فقط به ضرر خودتان تمام می شود چون خودتان را سطحی و آسیب پذیر نشان می دهید و واقعیت وجودتان مخدوش جلوه می کند. مجبور نیستید وانمود کنید که ناراحت نیستید بلکه باید قبول کنید که ناراحتید و این حس کاملا طبیعی است. در این صورت شما مثل بقیه انسان ها خواهید بود یعنی یک انسان طبیعی با عواطف و احساسات طبیعی.

● چگونه با همسر جدیدش رفتار کنید؟
 
اصلا لزومی ندارد که با همسر جدید شریک سابق زندگی تان دوست یا صمیمی شوید بلکه رفتاری مدنی و معقول داشته باشید و همین کافی است. درگیر شدن به ضررتان خواهد بود به خصوص اگر فرزندتان نزد او می ماند اصلا سعی نکنید از فرزندتان به عنوان رابط اطلاعاتی استفاده کنید یا پشت سر او با فرزندتان صحبت کنید چون ایجاد تنش در نهایت شما را از فرزندتان دورتر می کند و به ضررتان تمام می شود.
ضمنا این نکته را هم فراموش نکنید که همسر سابق تان و شریک جدید زندگی او هم نسبت به شما احساس خوبی ندارند! هرچقدر حس شما به این جریان ناخوشایند باشد برای فرزندتان ۰۱ برابر سخت تر و ناخوشایندتر است و تنها به همین دلیل نباید بگذارید او درگیر این موضوعات شود.
تنها موضوع مهم برای شما این است که شأن و مقام خود را حفظ و هویت و قابلیت های خود را پیدا کنید و بدانید که قطعا برای شما هم شریک جدیدی در این دنیای بزرگ وجود دارد.

● چگونه شرایط را عادی کنید؟
 
با امضای برگه طلاق شاید همه احساسات منفی به نوعی تمام شود و طرفین حس کنند به نوعی از تمام غم ها فارغ شده اند اما حتی اگر واقعا چنین باشد یک حس همچنان فعال و پویا باقی می ماند و آن هم حسادت است! اتفاقا فقط همین حس است که جلوی تفکر سالم و رفتاری طبیعی را می گیرد. به همین دلیل اگر از حس حسادت خلاص شوید بسیاری از مشکلات تان در این زمینه حل می شود. راهکارهایی برای این موضوع وجود دارد. ممکن است هنوز کمی به همسر سابق تان دلبستگی داشته باشید و این حس کاملا طبیعی است چون در طول مدت زندگی مشترک آنقدر افکارتان به هم گره خورده که حس می کنید همسرتان جزوی از مایملک شما محسوب می شود. افکار و عقاید او شما را تحت تاثیر قرار داده است و شما هم برای او تاثیرگذار بوده اید پس ترک این شرایط راحت نیست. بعد از طلاق مدت زمانی طول می کشد تا قبول کنید همسر سابق تان دیگر به شما تعلق ندارد. اگر این را قبول کنید که دیگر تاثیرگذاری شما در بسیاری از مسائل مرتبط با او وجود ندارد سردرگم نمی شوید.

● روشی برای پذیرفتن حقیقت
 
در نخستین قدم یادتان باشد شما ۲نفر از هم جدا شده اید. سریع ترین راه برای این که از شر حس حسادت راحت شوید این است که دلایل جدایی را به یاد بیاورید. سعی نکنید در مورد همسر جدید شریک سابق زندگی تان و روابط رمانتیک او و همسر سابق تان فکر کرده، آن ها را تجسم کرده یا با دوران خوش سابق تان مقایسه کنید چون باعث می شود حس فقدان بیشتری داشته باشید. تمام جروبحث ها، اختلاف نظرها و رفتارهایی که در همسرسابق تان بوده و شما را ناراحت می کرده یا غیرقابل تحمل بوده را به یاد آورده یا حتی آن ها را یادداشت کنید. حالا می توانید خوب فکر کنید که چرا جدا شده اید و دیگر دلیلی ندارد به او فکر کنید. حالا حس بد را در مورد آن ها کنار بگذارید چون شما طبق تصمیم خودتان از شرایطی ناخوشایند راحت شده اید و فکر کردن مجدد در مورد آن جز تاثیر منفی فایده ای ندارد.

● خودتان را با همسر جدیدش مقایسه نکنید
 
هیچ گاه این اشتباه بزرگ را انجام ندهید که خودتان را با همسر جدید او مقایسه کنید. این مسئله آنقدر مهم است که حتی ثانیه ای از وقت با ارزش تان را نباید برای مقایسه خود با او صرف کنید. شاید برای تان سخت باشد اما از تمام قدرت تان استفاده کرده تا روی خوبی ها و نکات مثبت زندگی تان تمرکز کنید و تمام قابلیت های باارزش تان را مرور کرده و به یاد بیاورید. اگر او از شما پایین تر است یا مثلا ثروتمندتر یا هر ویژگی دیگری دارد اصلا ناراحت نشوید و شأن و مقام تان را بالاتر از آن بدانید که بخواهید برای فکر کردن به آن وقت صرف کنید.

● درگیر زندگی تازه شوید
 
تمام تمرکزتان را بر این موضوع بگذارید که روزبه روز بر قابلیت ها و مهارت های تان اضافه کنید. فراموش نکنید که همه انسان ها طیفی از نقایص و قابلیت ها هستند. اگر به نظرتان او بسیار زیبا یا خوش اندام تر از شماست خیلی فریب نخورید چون او هم مثل همه انسان ها نقایصی هم دارد پس شما نباید خودتان را سرزنش کنید.
سرتان را حسابی شلوغ کنید و مولد باشید. شاید دائم تحریک می شوید که بنشینید و در مورد خودتان افکار منفی داشته باشید اما اصلا تسلیم این تحریک نشوید چون هیچ نتیجه ای جز افسردگی و افت قابلیت های تان ندارد. با کارکردن، ادامه تحصیل، ورزش، کارهای هنری یا هر موضوعی که مهارت های تان را افزایش دهد وقت تان را کاملا پر کنید تا فرصتی برای پرورش افکار منفی نباشد. اگر فرزند دارید و با شما زندگی می کند کنترل شما روی افکار منفی باید چند برابر باشد چون علاوه بر تاثیر منفی روی فرزندتان، ممکن است حس حسادت یا کینه را در او تقویت کند که عواقب بسیار بدی روی آینده او خواهد داشت که کمترین آن یک زندگی تلخ سرشار از حس کینه و انتقام است که آرامش در آن مثل یک رویاست. اگر چنین شود زندگی فرزندتان خراب شده و ازدواج او در آینده هم با مشکلاتی همراه می شود.
به جای آنکه دائما بنشینید و به زندگی آن ۲ نفر فکر کنید (که شاید به آن شیرینی نباشد که شما فکر می کنید) اگر تمایل قلبی دارید یا شرایط تان مهیاست شما هم به ازدواج دوباره فکر کنید. البته در این موضوع اصلا عجله نکنید و با قصد انتقام گیری تصمیم نگیرید بلکه سر فرصت و با درنظر گرفتن تمام شرایط با عقل و درایت کامل برای ازدواج فکر کنید و راه را برای عشق مجدد باز بگذارید. تا زمانی که تمام تمرکزتان را روی قابلیت ها و نقاط مثبت وجودتان بگذارید خودتان متوجه می شوید برای آن که وقت تان را روی دشمن خانمان برانداز حسادت صرف کنید، فرصتی وجود ندارد!
منبع:bartarinha.ir